گروه ریاضی و رایانه شهرستان شهرضا

مقا له های رسیده

باسمه تعالی

قابل توجه دبیران محترم ریاضی وداتش آموزان  عزیزبا توجه به فعالیت وبلاگ گروه ریاضی ،  در صورت تمایل می توانند مطالب علمی- آموزشی خود در زمینه ریاضیات و مباحث مرتبط با آن را به صورتCD یا دیسکت به گروه ارسال و یا به آدرس پست الکترونیکی گروه ریاضی ایمیل نمایند تابا نام خودشان در وبلاگ درج شود.

با تشکر (گروه ریاضی شهرستان شهرضا)

آدرس پست الکترونیکی گروه ریاضی :

RIAZI_MO_SHR@YAHOO.COM


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 17:56  توسط   | 

تأثير فقر اقتصادي و عوامل آموزشي بر افت تحصيلي دانشجويان در دانشگاه يزد

تأثير فقر اقتصادي و عوامل آموزشي بر افت تحصيلي دانشجويان در دانشگاه يزد

اكبر زارع شاه آبادي*

چكيده

   نظام آموزش عالي كشور به عنوان يك نهاد و دانشگاه به عنوان يك سازمان اجتماعي در جامعه انساني، وظيفه تأمين نيازهاي جامعه از نظر سرمايه انساني، حفاظت و حراست از دستاوردهاي فكري و علمي و انتقال آنها به نسل هاي آينده را دارد. افت تحصيلي نظام آموزشي كشور را از اهداف پيش بيني شده دور نموده و بخشي از سرمايه ها و فرصت ها را از دست     مي دهد. پيامدهاي اين پديده به صور مختلف از جمله اخراج، انصراف، ترك تحصيل و يا مشروط شدن دانشجو جلوه گر مي شود. در اين مقاله تأثير فقر اقتصادي و عوامل آموزشي بر افت تحصيلي فرد مفروض بوده كه به روش پيمايشي (survey) مورد بررسي قرار گرفته اند. جامعه آماري اين تحقيق دانشجويان دانشگاه يزد مي باشند كه 320 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه به روش تصادفي انتخاب شده اند.

   در اين تحقيق دو نوع پرسشنامه يكي خاص دانشجويان مشروطي و ديگري خاص دانشجويان انصرافي و اخراجي استفاده شده است و اطلاعات جمع آوري شده در قالب جداول فراواني و نمودارها و آزمونهاي آماري توصيف و مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته اند. نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه فقر خانواده مهمترين عامل افت تحصيلي دانشجويان انصرافي و اخراجي بوده است.

 

واژگان كليدي

دانشجو، افت تحصيلي ، اخراجي، انصراف ، مشروط

مقدمه

شهرستان يزد 2444 كيلومتر مربع وسعت و براساس سرشماري سال 1375، داراي 388171 نفر جمعيت بوده است كه از اين تعداد 363368 نفر در نقاط شهري و 24803 نفر در نقاط روستايي زندگي مي كنند. بدين ترتيب نسبت شهرنشيني 94 درصد است. تراكم نسبي جمعيت در شهرستان يزد 159 نفر در كيلومتر مربع و در شهر يزد 3284 نفر در كيلومتر مربع مي باشد.

بعد يا متوسط تعداد افراد در خانوارهاي شهرستان يزد 5/4 نفر است و ضريب تكفل يا نسبت جمعيت به شاغلان شهرستان 95/3 نفر بوده است. از تعداد 342331 نفر جمعيت 6 ساله و بيشتر شهرستان 297131 نفر يعني 87 درصد باسوادند. نرخ فعاليت يا ميزان علاقمندي افراد به شركت در فعاليت هاي اقتصادي در سطح شهرستان 34 درصد است و شاغلان شهرستان يزد در سال 1375، 98275 نفر و بيكاران جوياي كار 5040 نفر بوده است. بدين ترتيب نرخ بيكاري شهرستان 9/4 درصد مي باشد كه در مقايسه با ساير نقاط كشور داراي پائين ترين نرخ بيكاري مي باشد.

آموزش عالي در اين شهرستان به دو بخش دولتي و غيردولتي تقسيم مي شود. دانشگاه يزد مهمترين مركز آموزش عالي دولتي در اين شهر مي باشد كه از بهمن ماه سال 1367 شروع به كار نموده و در سال تحصيلي 77-76 قريب 5500 دانشجو در آن مشغول به تحصيل بوده اند. بررسي شاخص ها و موفقيت هاي اين مؤسسه آموزشي بيانگر رشد كمي و كيفي آن در اين مدت كوتاه بوده است، لذا شناخت آسيب ها و       آفت هايي كه ممكن است جريان تحصيل با آن روبرو باشد و علل و اسباب موجده آن     مي تواند اين مركز علمي را ياري رساند تا بر اين مشكلات فائق آمده و گامهاي بعدي را آسانتر و سريعتر و بهتر بردارد.

اين تحقيق با هدف بررسي خصوصيات اقتصادي و اجتماعي افراد داراي افت تحصيلي و همچنين زمينه هاي تحصيلي و اقتصادي آنها به منظور شناخت اين مسئله و بررسي علل و عوامل مؤثر بر افت تحصيلي به جهت جلوگيري يا كاهش افت تحصيلي انجام شده است. در اين مقاله پس از سير مباحث تجربي و نظري مربوطه و بيان روش اجراي تحقيق به بررسي يافته هاي آن در دو بخش توصيف و تجزيه و تحليل داده ها خواهيم پرداخت و خلاصه نتايج و پيشنهادات مربوطه را ارائه خواهيم كرد.

سوابق تجربي و نظري تحقيق

تحقيقات زيادي بر اين نكته تأكيد دارند كه افت تحصيلي ارتباط بسيار قوي و نزديكي با ويژگيهاي خانوادگي دانش آموز دارد. به عبارت كلي تر وضعيت اجتماعي ـ اقتصادي خانواده رابطه معكوسي با افت تحصيلي دارد. (آستين اكلند و ولفورد         Astin, Eckland & WolFord ، 1964، واگنر، شان Wagner, Shan ، 1967).

جنسيت دانش آموز نيز يك متغير مرتبط با افت تحصيلي ست. به نظر مي رسد كه مردان نسبت به زنان به نسبت بالاتري تحصيلات دبيرستان را به اتمام مي رسانند (آستين،Astin,  ، 1972، فنس تماچر و اسپادي Fenstemacher & Spady، 1970). نكته اي را كه بايد مد نظر داشت اين است كه از آنهايي كه افت دارند، نسبت بيشتري در زنان تمايل به انصراف داوطلبانه دارند تا اخراج از تحصيل (رابينسون Rabinson ، 1697، اسپادي، 1971)

از آنجا كه نوع مؤسسه تقريباً با كيفيت آن همبستگي دارد، عجيب نيست كه كيفيت مؤسسه نيز بر حضور و باقي ماندن دانش آموزان در آموزشگاه تأثير داشته باشد (آستين، 1971، واگنر، 1968) واگنر و سول (1970) در تحقيقي براي ايالت «ويسكانيسن» دريافتند كه مؤسسات با كيفيت بالاتر، نسبت به مؤسسات با كيفيت پائين تر              فارغ التحصيل بيشتري دارند.

فقر و محروميت اقتصادي بطور بارز يكي از عواملي است كه تأثير زيادي بر ترك تحصيل و مردودي مي گذارد ولي در اين زمينه بايد بين فقر مطلق و فقر نسبي تفاوت قائل شد بدين معني كه فقر مطلق با خود سختي معيشت، كم غذايي و بدغذايي، مسكن نامناسب و كاركردن در ضمن تحصيل را به همراه دارد كه همه اين شرايط موجب فقدان و كمبود امكانات تحصيلي و نيامدن افراد به مدرسه يا ترك تحصيل و مردودي مي شود.

«فقر نسبي ـ كه وضع نامناسب اقتصادي فرد را نسبت به افراد ديگر ارائه مي كند، ممكن است خود نتيجه عوامل و متغيرهاي زيادي باشد، ولي بدون شك عاملي براي افت تحصيلي به حساب مي آيد زيرا كه اين نوع فقر اختلافات طبقاتي ايجاد مي كند كه در نتيجه آن تفاوتهايي در رشد و تكامل و تفكر، زبان ، رفتار و نگرش افراد نسبت به كار و استراحت بروز مي نمايد و علايق و انگيزه هاي پيشرفت آنان را تحت تأثير قرار مي دهد، و همه اين عوامل براي پيشرفت تحصيلي افراد و يا عدم آن اهميت حياتي دارند.

فقر مطلق عموماً در جوامعي وجود دارد كه كار افراد جهت تأمين امكانات اوليه براي بقاء و زيست آنان بوده و به صورت زندگي كشاورزي قديم و يا كار غيرماهرانه افراد در شهرها و زندگي آنان در حداقل معيشت جلوه مي كند. اين نوع فقر به همراه خود مسائل و مشكلات انساني گوناگوني از قبيل: سختي معيشت، گرسنگي و كم غذايي، بدغذايي، بيماري، خستگي و افسردگي و عدم وجود تفريح و استراحت در بردارد كه هريك باعث مشكلات و موانع براي جلوگيري از ورود افراد به نظام آموزش و پرورش و يا ترك آن و عدم موفقيت در آن به حساب مي آيد.» (امين فر، 1367، ص 27).

«افرادي كه در شرايط فقر و محروميت اقتصادي به سر مي برند عموماً در مكانهايي زندگي مي كنند كه فاقد امكانات بهداشتي بوده، از آب سالم و نور كافي محروم بوده و منزل آنها عموماً‌ يك فضاي اتاق مانندي است كه تمام فعاليتهاي زندگي خانواده، و حتي آشپزي در آن انجام مي گيرد. بدين لحاظ محلي است دودزده، پررفت و آمد و بسيار شلوغ و پرسروصدا و مكاني براي انجام كارهاي شخصي و تكاليف درسي             دانش آموزان در آن موجود نيست. كمبود نور كافي و نبودن برق براي روشنايي نيز وضع را بدتر نموده، امكان ادامه امور تحصيلي در منزل را غيرممكن مي سازد كه اين امر بر عدم پيشرفت تحصيلي آنان تأثير مستقيم دارد.» (همان منبع، ص 28)

«نياز به كار كودكان و نوجوانان و جوانان نيز كه در شرايط فقر و محروميت اقتصادي وجود دارد يكي ديگر از عوامل افت تحصيلي به حساب مي آيد، زيرا كه در اين قبيل شرايط امور زيادي در خانه، مزرعه و كسب و كار وجود دارند كه مي توان آنها را به عهده كودكان شش، هفت ساله و بالاتر قرار داد و منافع حاصل از آنها را جهت كمك به اقتصاد ناچيز خانواده اختصاص داد. براي اين خانواده ها مخصوصاً فصل جمع آوري محصول كشاورزي، فصل حياتي است و نياز به كار كودكان را تشديد مي كند. بدين لحاظ كار كودكان مانع رفتن آنان به مدرسه خواهد بود و يا باعث حضور نامرتب آنان در مدرسه و كلاس مي گردد و اين امر نيز عاملي براي ترك تحصيل، مردودي و افت تحصيلي  مي باشد.» (همان منبع، ص 28)

 

روش تحقيق

روش اين تحقيق پيمايشي است كه در آن پس از تهيه طرح تحقيق، پرسشنامه اي براساس اهداف و فرضيات تحقيق تهيه شده و به دانشجويان اخراجي و انصرافي و مشروطي جهت پاسخ دادن ارائه گرديده است.

دانشجويان مشروطي از طريق ليستي كه از ادارة كل آموزش دانشگاه گرفته شد شناسايي شدند و افرادي كه به عنوان نمونه برگزيده شده بودند، حضوراً به پرسشنامه پاسخ داده اند.

دانشجويان اخراجي و انصرافي به علت اينكه در زمان تحقيق در دانشگاه حضور ندارند با استخراج آدرس پستي آنها از پروندة تحصيليشان پرسشنامه از طريق پست ارسال شده است و براي تسهيل در دادن پاسخ، پاكتهايي مهمور كه هزينه پستي آنها نيز پرداخته شده و آدرس دانشگاه نوشته شده بود به همراه پرسشنامه ها ارسال شد، تا پاسخگويان به راحتي بتوانند و يا تشويق شوند به پرسشنامه ها پاسخ دهند.

پس از جمع آوري پرسشنامه ها، نتايج استخراج و به كامپيوتر داده شده است و با استفاده از نرم افزار آماري براي علوم اجتماعي (SPSS) به تهيه جداول، نمودارها و آزمونهاي آماري به توصيف و تجزيه و تحليل اطلاعات پرداخته شده است.

 

جامعه آماري و حجم نمونه

دانشگاه يزد از بهمن ماه 1367 فعاليت آموزشي خود را آغاز نموده و در سال 1377 حدود 5500 نفر دانشجو داشته است. جامعه آماري مورد مطالعه ما در اين تحقيق دانشجويان اخراجي، انصرافي و ترك تحصيلي و مشروطي اين دانشگاه مي باشد، كه مطابق آمار ادارة كل آموزش دانشگاه تا پايان سال تحصيلي 77-1376 تعداد 127 نفر اخراجي و 485 نفر انصرافي و ترك تحصيلي بوده اند كه مجموع دانشجويان اخراجي و انصرافي 612 نفر بوده است كه براي همه به جزء چند نفري كه آدرس آنها مشخص نبود پرسشنامه ارسال شد. كه از اين ميان 142 نفر به پرسشنامه پاسخ و آنها را ارسال داشته بودند.

   همچنين تا پايان سال تحصيلي 77-1376 تعداد دانشجويان مشروطي در حال تحصيل در دانشگاه 1965 نفر بوده است كه ليست اسامي آنها از آموزش دانشگاه اخذ و با استفاده از فرمول   حجم نمونه 197 نفر تعيين گرديد كه بيش از 10 درصد از دانشجويان مشروطي در حال تحصيل مي باشد.

N=1965        t =96/1            p = 35/0         q = 65/0             d =0/0004     

  

 

سپس بااستفاده از روش نمونه گيري تصادفي ساده كه معتبرترين روش نمونه گيري در تحقيق مي باشد كل جامعه آماري كدگذاري و افراد نمونه از طريق جدول تصادفي برگزيده و پرسشنامه جهت تكميل به آنان ارائه و پس از پاسخ جمع آوري گرديد. در مجموع با احتساب دانشجويان انصرافي، اخراجي و مشروطي، حجم نمونه اين تحقيق 320  نفر مي باشد.

 

يافته هاي تحقيق

در ادامه مقاله به نتايج بدست آمده در اين تحقيق مي پردازيم. اين نتايج بطور جداگانه در دو قسمت توصيف و تجزيه و تحليل اطلاعات آورده مي شود:

الف) توصيف ويژگيهاي جامعه آماري

ـ 1/77 درصد از پاسخگويان مرد و 9/22 درصد زن هستند. نسبت دانشجويان دختر در بين انصرافي ها در مقايسه با دانشجويان (مشروطي و اخراجي) بيشتر است. به عبارت ديگر چنين به نظر مي رسد كه دانشجويان دختر بيشتر ترجيح مي دهند كه خود انصراف دهند تا اخراج شوند. علاوه بر اين بسياري از دختران به علت مخالفت خانواده توسط ديگران مثل پدر و مادر، شوهر و يا برادر بزرگتر مجبور به ترك تحصيل        مي شوند.

ـ نسبت دانشجويان بالاي 25 سال در بين دانشجويان مشروطي حدود 25 درصد ولي در بين دانشجويان انصرافي و اخراجي به ترتيب 45 و 65 درصد است. اين      نسبت ها نشان مي دهد كه دانشجويان انصرافي و اخراجي در مقايسه با مشروطي ها مسن ترند.

ـ 25 درصد افراد داراي افت تحصيلي روستايي و 75 درصد افراد ساكن مناطق شهري بوده اند. در بين دانشجويان روستايي  نسبت انصرافي و اخراجي بيشتر از مشروطي است.

ـ 28 درصد پاسخگويان ساكن شهر يزد، 9/32 درصد ساكن ساير نقاط استان يزد، 22 درصد ساكن شهرهاي بزرگ تهران، اصفهان و شيراز و 1/17 درصد ساكن ساير شهرهاي ايران هستند.

   ـ 1/76 درصد پاسخگويان مجرد و 9/23 درصد متأهل هستند. نسبت دانشجويان متأهل در بين دانشجويان اخراجي از ساير دانشجويان بالاتر است، زيرا در حدود 7/40 درصد دانشجويان اخراجي متأهل هستند در حالي كه نسبت متأهلين در بين دانشجويان مشروطي و انصرافي به ترتيب 3/21 و 7/18 درصد مي باشد.

ـ نسبت شاغلين در بين دانشجويان مشروطي و انصرافي يكسان است اما اين نسبت در بين دانشجويان اخراجي در مقايسه با مشروطي ها و انصرافي ها افزايش يافته و در حدود 50 درصد دانشجويان اخراجي شاغل بوده اند.

   ـ 6/23 درصد از افراد داراي افت تحصيلي، پدرشان بيسواد بوده در حالي كه كمتر از 10 درصد اين افراد پدرشان داراي تحصيلات دانشگاهي است و حدود 37 درصد پاسخگويان داراي مادر بي سواد بوده و 1 درصد مادران داراي تحصيلات دانشگاهي هستند.

   ـ نسبت خانواده هاي داراي درآمد ماهيانه بالاتر از 70000 تومان در بين دانشجويان مشروطي 8/22 درصد است در حالي كه اين نسبت در بين انصرافي ها و اخراجي ها به ترتيب 9/14 و 5/11 درصد مي باشد. همچنين نسبت خانواده هاي درآمد كمتر از 30000 تومان در بين دانشجويان مشروطي 25 درصد است كه اين نسبت در بين دانشجويان انصرافي و اخراجي به ترتيب 6/48 و 8/53 درصد مي باشد.

   ـ متوسط بعد خانوار در بين دانشجويان داراي افت تحصيلي 4/8 نفر مي باشد كه با توجه به متوسط بعد خانوار حدود 5 نفر در سطح ملي، بسيار زياد مي باشد.

   ـ حدود 15 درصد دانشجويان داراي افت تحصيلي يكي از والدين آنها يا هر دو آنها فوت يا متاركه كرده اند. اين نسبت در بين دانشجويان انصرافي و اخراجي از مشروطي بيشتر مي باشد. اين نسبت براي دانشجويان مشروطي، انصرافي و اخراجي به ترتيب    1/13، 3/17 و 7/16 درصد بوده است.

   ـ 1/43 درصد افراد داراي ديپلم رياضي فيزيك، 6/8 درصد ديپلم هنرستان، 5/16 درصد ديپلم علوم تجربي، 30 درصد ديپلم علوم انساني و 8/1 درصد داراي ساير انواع ديپلم ها بوده اند. در بين رشته هاي رياضي فيزيك و علوم تجربي با رشته هاي هنرستان و علوم انساني در نوع افت تحصيلي تفاوتي مشاهده مي شود بدين معني كه در بين  ديپلمه هاي رياضي  فيزيك و علوم تجربي افراد مشروطي در مقايسه با انصرافي و اخراجي بيشتر است در حالي كه در بين ديپلمه هاي هنرستان و علوم انساني درصد افراد انصرافي و اخراجي از درصد افراد مشروطي بيشتر مي باشد.

   ـ 4/35 درصد پاسخگويان در رشته علوم انساني، 6/32 درصد در رشته هاي علوم پايه، 28 درصد در رشته هاي فني و مهندسي، 1/3 درصد در رشته هاي منابع طبيعي و حدود 1 درصد در رشته هاي هنر و معماري در دانشگاه يزد مشغول به تحصيل       بوده اند.

   ـ در بين دانشجويان روزانه كمترين درصد افت تحصيلي مربوط به انصراف از تحصيل است در حالي كه در بين دانشجويان شبانه بيشترين درصد افت تحصيلي مربوط به انصراف از تحصيل است.

   ـ 7/73 درصد دانشجويان داراي افت تحصيلي اظهار داشتند كه خودشان انتخاب رشته نموده اند. 4/2 درصد والدين، 4/10 درصد اقوام، 4/6 درصد خواهر يا برادر بزرگتر و 7 درصد ساير افراد براي آنها انتخاب رشته نموده اند.

   ـ 7/11 درصد افراد داراي معدل ديپلم 17 و بالاتر، 8/25 درصد داراي معدل ديپلم   17-15، 5/50 درصد داراي معدل ديپلم 15-12 و 12 درصد داراي معدل ديپلم 12-10    بوده اند.

ـ 4/68 درصد از پاسخگويان از رشته تحصيلي خود احساس رضايت و 6/31 درصد احساس عدم رضايت داشتند. 7/31 درصد اين افراد علت عدم رضايت از رشته تحصيلي خود را عدم علاقه به رشته تحصيلي، 3/28 درصد نداشتن بازار كار، 6/18 درصد مواد و محتواي درسي نامطلوب و 4/21 درصد ساير علل دانسته اند.

ـ محيط نامناسب، فقر خانواده و ضعف پايه تحصيلي به ترتيب سه عامل مهم در افت تحصيلي افراد بوده است كه بيش از 60 درصد افراد آنها را از علل افت تحصيلي شان ذكر نموده اند.

ـ 3/61 درصد خودشان را، 3/12 درصد اساتيد را، 9/10 درصد ساير افراد، 3/5 درصد دوستان، 6/4 درصد والدين، 3 درصد كارمندان دانشگاه ، 7/1 درصد اقوام و 1 درصد دانشجويان ديگر را مسبب اصلي افت تحصيلي خود مي دانند.

ـ 2/24 درصد دانشجويان ترك تحصيل كرده و اخراجي بيكار، 6/8 درصد به خدمت وظيفه عمومي، 9/10 درصد داراي شغل آزاد، 3/31 درصد كارمند و 25 درصد دانشجوي دانشگاههاي ديگر هستند.

ـ نسبت بازگشت به تحصيل در بين دانشجويان انصرافي 1/31 درصد بوده، در حالي كه اين نسبت در بين دانشجويان اخراجي 7/16 درصد بوده است.

ـ 3/32  درصد افراد پس از ترك تحصيل از وضع خود احساس رضايت و 7/67 درصد احساس عدم رضايت نموده اند. همچنين 74 درصد افراد ابراز تمايل به بازگشت به دانشگاه و 26 درصد افراد عدم تمايل به بازگشت به دانشگاه را اعلام نموده اند.

ب) تجزيه و تحليل اطلاعات

   همانگونه كه قبلاً گفته شد اطلاعاتي كه بوسيله پرسشنامه جمع آوري شده است  با استفاده از جداول دو بعدي و آزمون كيدو ،  ضريب همبستگي و ... روابط بين متغيرها مورد بررسي قرار مي گيرد. همچنين سطح كمي و كيفي متغيرها در نظر گرفته شده و براي هر كدام آزموني متناسب اعمال شده است. در مواردي براي اطمينان از واقعي بودن رابطه، بعضي از متغيرها نيز كنترل شده اند. با توجه به موضوع اين مقاله، عوامل فوق الذكر در دو مدل جداگانه ارائه و بررسي مي شود.

 

مدل اول: فقر اقتصادي

در اين مدل متغيرهاي مستقل عبارتند از: وضعيت اقتصادي خانواده، درآمد ماهيانه، [1]  شغل پدر و مادر، شبانه يا روزانه بودن و نوع مسكن در زمان تحصيل و متغير وابسته معدل دانشجو يا وضعيت تحصيلي (مشروطي، انصرافي، اخراجي) [2] بوده است.

در پرسشنامه از دانشجويان سوآل شده كه وضعيت اقتصادي خانواده خود را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ اطلاعات بدست آمده در جدول شماره 1 آورده شده است. مطابق اين جدول اكثر پاسخگويان وضعيت اقتصادي خانواده خود را متوسط و پائين ارزيابي نموده اند و همچنين در افراد داراي وضعيت اقتصادي متوسط و بالا درصد افراد مشروطي از درصد افراد انصرافي و اخراجي بيشتر است. در حاليكه در طبقات پائين درصد افراد انصرافي و اخراجي از مشروطي بيشتر است و بالعكس.


 

جدول شماره (1) توزيع پاسخگويان برحسب ارزيابي وضعيت اقتصادي خانواده و وضع تحصيلي

 

              وضعيت

وضعيت

 اقتصادي خانواده

 

*مشروطي1

 

**مشروطي 2

 

انصراف

 

اخراج

 

جمع

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

تعداد

درصد

بالا

30

5/18

7

5/19

8

7/10

3

6/5

75

7/14

متوسط

105

8/64

21

3/58

45

60

33

1/61

204

4/62

پائين

27

7/16

8

2/22

22

3/29

18

3/33

48

9/22

جمع

162

100

36

100

75

100

54

100

327

100

 

    *مشروطي 1: منظور كساني است كه بين 1 تا 3 ترم سابقه مشروطي دارند.

**مشروطي 2: منظور كساني است كه بيش از 3 ترم سابقه مشروطي دارند.   

به نظر مي رسد كه هرچه وضعيت اقتصادي افراد رو به وخامت مي گذارد نوع افت تحصيلي نيزحادتر مي شود. يعني از شكل خفيف آن يعني مشروطي به سمت انصراف با اخراج ميل مي كند. (نگاه كنيد به نمودار شماره 1)

 

نمودار شماره (1) توزيع درصد پاسخگويان برحسب وضعيت اقتصادي خانواده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بين متغيرهاي وضعيت اقتصادي خانواده و وضعيت تحصيلي در جدول شماره (1) آزمون  بعمل آمد. نتايج اين آزمون به شرح زير است:

 

        = 7/13                       d.f = 6               P=04/0      17/0

    

با توجه به داده هاي فوق رابطه بين متغير وضعيت اقتصادي و وضعيت تحصيلي دانشجو از نظر آماري در سطح خطاي 04/0 معني دار مي باشد و ضريب همبستگي كندال b،17/0 كه بيانگر رابطه مثبت  و مستقيم بين وضعيت اقتصادي و افت تحصيلي مي باشد، يعني هرچه وضعيت اقتصادي دانشجو حادتر مي شود افت تحصيلي نيز شديدتر مي گردد.

****

همچنين بين متغير درآمد ماهيانه خانواده و وضعيت تحصيلي، آزمون   بعمل آمد. نتايج اين آزمون به اين شرح است.

 

=6/22                       d.f = 6               P=0009/0       20/0

 

براساس اين داده ها رابطه بين درآمد ماهيانه خانواده و وضعيت تحصيلي از نظر آماري در سطح خطاي 0009/0 معني دار بوده و ضريب همبستگي كندال b، 20/0 است كه بيانگر رابطة تقريباً قوي و مثبت بين درآمد ماهيانه خانواده و وضعيت تحصيلي      مي باشد. به عبارت ديگر هرچه درآمد خانواده افزايش مي يابد، وضعيت تحصيلي نيز بهبود يافته  و افت تحصيلي كاهش مي يابد.

***

   همچنين بين وضعيت اشتغال (شاغل و غيرشاغل بودن) و وضعيت تحصيلي پاسخگويان آزمون   بعمل آمد. نتايج آن به اين شرح است:

= 57/18                       d.f = 3               P=0003/0       17/0-

با به نتايج فوق رابطة بين وضعيت اشتغال و وضعيت تحصيلي از نظر آماري در سطح خطاي 0003/0 معني دار است و ضريب همبستگي كندال b، 17/0- است كه نشان دهنده رابطه تقريباً قوي و منفي بين اين دو متغير است. بعبارت ديگر اشتغال دانشجو در زمان تحصيل در افت تحصيلي وي مؤثر است. نكته ديگري كه در جدول مربوطه مشخص مي شود اين است كه دانشجويان شاغل بسيار كم انصراف مي دهند زيرا انگيزه بيشتر براي تحصيل دارند ليكن كساني كه انصراف نمي دهند و به تحصيل ادامه          مي دهند در مقايسه با دانشجويان غيرشاغل داراي افت تحصيلي بيشتري هستند.

   در اين آزمون معدل دوره دبيرستان (ضعف پايه تحصيلي) كنترل شد و مشخص گرديد كه وقتي ضعف پايه تحصيلي كنترل مي گردد اشتغال در افت تحصيلي تأثيري ندارد. به عبارت ديگر دانشجويان شاغل داراي پايه تحصيلي قوي داراي افت تحصيلي نيستند و وقتي كه ضعف پايه تحصيلي با مشكلات ناشي از اشتغال همراه مي گردد افت تحصيلي افزون مي شود.

همچنين در اين آزمون متغير درآمد ماهيانه خانواده نيز كنترل گرديد. در اين وضعيت در اقشار داراي درآمد بالا و همچنين در اقشار داراي درآمد پائين رابطة بين اشتغال و افت تحصيلي معني دار نيست. اما در اقشار متوسط رابطه بين اشتغال و افت تحصيلي معني دار است. ضريب همبستگي بين وضعيت اشتغال و وضعيت تحصيلي با كنترل درآمد در اقشار متوسط و برعكس حالت اوليه مثبت مي باشد يعني اشتغال در اقشار متوسط نه تنها باعث افت تحصيلي نمي شود بلكه باعث افزايش كيفيت تحصيلي مي گردد.

اين آزمون همچنين تأثير قاطع وضعيت اقتصادي را بر افت تحصيلي نمايانگر         مي سازد.

   بين بعد خانوار و معدل در دوره دانشگاه ضريب همبستگي پيرسون محاسبه گرديد. نتايج اين آزمون به شرح زير است.

091/0                         0927/0

 

اين ضريب همبستگي منفي و ضعيف است يعني هرچه بعد خانوار بيشتر        مي شود معدل دانشجو كاهش مي يابد و افت تحصيلي بيشتر مي شود اما اين ضريب همبستگي در سطح خطاي 091/0 از نظر آماري معني دار نيست.

بين متغير نوع مسكن در زمان تحصيل (خوابگاه، منزل اجاره اي، منزل شخصي) و وضعيت تحصيلي دانشجو آزمون معني داري   بعمل آمد اما اين آزمون از نظر آماري معني دار نيست. يعني بين خوابگاهي و غيرخوابگاهي بودن و افت تحصيلي رابطه معني داري وجود ندارد.

همچنين بين دوره (شبانه ـ روزانه) و وضعيت تحصيلي آزمون   از نظر  آماري معني دار نيست يعني بين دانشجوي روزانه و شبانه بودن و افت تحصيلي رابطة معني داري وجود ندارد اگر چه وضعيت انصرافي را بايد استثناء نمود. زيرا حدود 75 درصد دانشجويان انصرافي از دورة شبانه هستند و اكثر آنها در ابتداي تحصيل به علت مشكلات اقتصادي از تحصيل انصراف داده اند. ولي كساني كه توانايي مالي پرداخت هزينه را داشته و به تحصيل ادامه داده اند با دانشجويان روزانه از نظر تحصيلي تفاوتي ندارند.

همچنين در سوآل ديگري دانشجويان در پاسخ به اين سوآل كه علت افت تحصيلي خود را چه مي دانند؟ آنها فقر خانواده را مهمترين عامل افت تحصيلي خود ذكر نموده بودند. نسبت آنهايي كه اين گزينه را انتخاب نموده اند براي دانشجويان مشروطي 5/10 درصد و براي دانشجويان انصرافي 4/31 درصد و براي دانشجويان اخراجي 2/47 درصد مي باشد و بيانگر اين مطلب است كه هرچه وضعيت تحصيلي دانشجو وخيم تر شود يعني افت تحصيلي بيشتر مي گردد اين نسبت نيز بيشتر مي شود.

 

مدل دوم فقر آموزشي يا ضعف پايه تحصيلي

   متغيرهاي مستقل در اين مدل عبارتند از: معدل ديپلم، سابقه تجديدي و مردودي در دبيرستان، سهيه كنكور و محل اخذ ديپلم (شهرـروستا) و متغير وابسته، معدل در دانشگاه يا وضعيت تحصيلي (تعداد ترمهاي مشروطي، اخراجي  و انصرافي) بوده است.

   در پرسشنامه معدل ديپلم و معدل كل در دانشگاه سوآل شده و سپس ضريب همبستگي بين معدل ديپلم و معدل كل دانشگاه محاسبه شده است كه نتيجه اين آزمون به اين شرح است:

000         307/0

   ضريب همبستگي 307/0 بوده است كه از نظر آماري نيز صددرصد معني دار است. ضريب همبستگي فوق نشان مي دهد اولاً بين معدل ديپلم در قبل از ورود به دانشگاه و معدل در دورة دانشگاه همبستگي تقريباً قوي وجود دارد. ثانياً اين همبستگي مثبت و مستقيم است يعني هرچه معدل ديپلم بيشتر، معدل دوره دانشگاه نيز بيشتر بوده است و برعكس.                    ***

   همچنين وضعيت تحصيلي در دوره دبيرستان، سابقه تجديدي يا مردودي در دورة دبيرستان سوآل شده است و رابطه آن با وضعيت تحصيلي دانشجو (مشروطي، انصرافي و اخراجي) در جدول زير به نمايش گذاشته شده است.

جدول شماره 2ـ توزيع پاسخگويان برحسب تجديدي در دورة دبيرستان

             وضعيت

تجديد

 در دبيرستان

 

مشروطي1

 

مشروطي 2

 

انصراف

 

اخراج

 

جمع

 

تعداد

 

 

درصد

 

 

تعداد

 

درصد

 

تعداد

 

 

درصد

 

 

تعداد

 

درصد

 

تعداد

 

درصد

خير

91

1/59

14

2/41

29

4/41

29

7/54

163

4/52

بلي

63

9/40

20

8/58

41

6/58

24

3/45

148

6/47

جمع

154

100

34

100

70

100

53

100

311

100

نمودار شماره 2ـ توزيع درصد پاسخگويان برحسب تجديدي در دوره دبيرستان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول فوق نشان مي دهد كه 6/47 درصد از پاسخگويان اظهار داشته اند كه حداقل يك بار در دوره دبيرستان تجديدي آورده اند و 4/52 درصد در دوره دبيرستان اصلاً تجديد نشده اند. نسبت افرادي كه در دوره دبيرستان حداقل يك بار تجديد شده اند در بين دانشجويان مشروطي 1/44 درصد و در بين دانشجويان انصرافي 6/58 درصد و در بين اخراجيها 3/45 درصد بوده است.

   رابطه بين وضعيت تحصيلي در دوره دانشگاه و سابقه تجديدي در دبيرستان توسط آزمون   (كيدو) مورد بررسي قرار گرفت و نتايج اين آزمون به شرح زير بوده است.

= 9/7                      d.f = 3               P=04/0       088/0

     با توجه به نتايج فوق بين سابقه تجديدي در دبيرستان و افت تحصيلي در دانشگاه از نظر آماري رابطة معني داري وجود دارد.

   همچنين بين سابقه مردودي در دبيرستان و وضعيت تحصيلي در دانشگاه نيز آزمون  بعمل آمده كه نتايج آن به شرح زير است:

   =69/14                       d.f = 3               P=002/0       004/0

براساس نتايج فوق، بين سابقه مردودي در دبيرستان و افت تحصيلي در دانشگاه از نظر آماري رابطة معني داري وجود دارد.


 

همچنين سهميه قبولي كنكور مورد سوآل قرار گرفته رابطة آن با وضعيت تحصيلي در دانشگاه در جدول شماره 3 آورده شده است.

جدول شماره 3ـ توزيع پاسخگويان برحسب سهميه پذيرفته شده در كنكور سراسري

                  وضعيت

سهميه

كنكور

 

مشروطي1

 

مشروطي 2

 

انصراف

 

اخراج

 

جمع

 

تعداد

 

درصد

 

 

تعداد

 

درصد

 

تعداد

 

درصد

 

تعداد

 

درصد

 

تعداد

 

درصد

منطقه 1

19

3/12

2

3/6

8

5/11

8

7/15

37

1/12

منطقه 2

91

1/59

14

7/43

19

1/27

11

6/21

135

44

منطقه 3

24

6/15

7

9/21

26

1/37

12

5/23

69

4/22

رزمندگان

20

13

9

1/28

17

3/24

20

2/39

66

5/21

جمع

154

100

32

100

70

100

51

100

307

100

 

طبق جدول بالا، 1/12 درصد پاسخگويان سهميه منطقه 1، 44 درصد سهميه منطقه 2، 4/22 درصد سهميه منطقه 3 و 5/21 درصد سهميه رزمندگان مي باشند. در نمودار شماره 3 توزيع دانشجويان داراي افت تحصيلي در سهميه هاي مختلف به نمايش آمده است.

نمودار شماره 3ـ توزيع پاسخگويان برحسب سهميه پذيرفته شده در كنكور سراسري

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

همانگونه كه مشاهده مي گردد در بين اخراجيها سهميه رزمندگان با 2/39 درصد بيشترين مقدار را دارد و به عبارت ديگر حدود 40 درصد كساني كه از دانشگاه اخراج و 25 درصد كساني كه  انصراف مي دهند از سهميه رزمندگان هستند.

        نسبت اخراجي و انصرافي در سهميه منطقه يك به ترتيب 7/15 و 5/11 درصد و در سهميه منطقه 2، 6/21 و 1/27 درصد و در سهميه منطقه 3، 5/23 و 1/37 درصد        مي باشد.

   همچنين بين سهميه قبولي در كنكور و وضعيت تحصيلي پس از قبولي در دانشگاه، آزمون كيدو بعمل آمد كه نتايج آن به اين شرح است:

 

23/0                    0               9        34/43

 

اين داده ها نشان مي دهند كه رابطة بين سهميه قبولي و افت تحصيلي از نظر آماري صددرصد معني دار است. همچنين همبستگي كندال b اين همبستگي را تقريباً قوي و مثبت مي داند يعني هرچه سهميه قبولي دانشجويان از منطقه يك به طرف 2 و 3 و رزمندگان سير مي كند افت تحصيلي آنان بيشتر مي شود.

   بين محل اخذ ديپلم (شهر ـ روستا) نيز با وضعيت تحصيلي دانشجو آزمون (كيدو)  بعمل آمد ولي اين آزمون از نظر آماري معني دار نيست. به عبارت ديگر بين كساني كه در شهر يا روستا ديپلم گرفته اند و وارد دانشگاه شده اند از نظر تحصيلي تفاوت معني داري وجود ندارد.

  

 

 


 

نتيجه گيري

1ـ در بررسي تحقيقات صورت گرفته درزمينه افت تحصيلي در داخل و خارج به وجود رابطه بين افت تحصيلي و بسياري از متغيرهاي اجتماعي ـ اقتصادي و ... مثل سن، جنس، وضع  تأهل، وضع اشتغال، وضعيت اقتصادي و فقر خانواده، سابقه تحصيلي قبلي، و تحصيلات پدر و مادر، بعد خانوار اشاره شده است كه در اين تحقيق بعضي از آنها تأييد و بعضي از روابط بين متغير ها تأييد نگرديده است.

2ـ بين بعد خانوار و معدل دانشجو ضريب همبستگي معني دار و معكوس است اين امر نشان مي دهد كه دانشجويان داراي خانواده هاي پرجمعيت از معدل پائين تري برخوردارند، به عبارت ديگر داراي افت تحصيلي بيشتري مي باشند. همچنين بين فوت يا متاركه والدين و وضعيت تحصيلي دانشجو از  نظر آماري رابطة معني داري مشاهده نشد.

3ـ بين وضعيت اقتصادي خانواده و درآمد ماهيانه خانواده با وضعيت تحصيلي (افت تحصيلي) رابطه معني داري وجود دارد. به عبارت ديگر فقر خانواده باعث افت تحصيلي دانشجويان مي گردد. همچنين بين وضعيت اشتغال (شاغل و غيرشاغل بودن) با افت تحصيلي دانشجو رابطه معني داري مشاهده شد. به عبارت ديگر اشتغال دانشجو باعث افت تحصيلي او مي شود. با كنترل معدل ديپلم (ضعف پايه تحصيلي) اين رابطه معني دار نيست.

4ـ بين دوره (شبانه يا روزانه) و وضعيت تحصيلي از نظر آماري رابطه معني داري مشاهده نشد. اگرچه در اين مورد وضعيت انصرافي را بايد استثناء نمود، زيرا 75 درصد دانشجويان انصرافي شبانه هستند و اكثر آنها در ابتداي تحصيل به علت عدم توانايي پرداخت شهريه از تحصيل انصراف مي دهند. ولي كساني كه توانايي نسبي پرداخت هزينه را  داشته اند و به تحصيل ادامه داده اند با دانشجويان روزانه از نظر تحصيلي تفاوتي ندارند.

5ـ بين ضعف پايه تحصيلي (معدل ديپلم، سابقه تجديدي و مردودي در دبيرستان و سهميه كنكور) با افت تحصيلي در دانشگاه رابطه معني داري وجود دارد. به عبارت ديگر ضعف پايه تحصيلي باعث افت تحصيلي دانشجويان مي گردد. بين سهميه كنكور و افت تحصيلي رابطه مستقيم و معني داري وجود دارد. بررسي نشان مي دهد كه بالاترين درصد اخراجيها را دانشجويان سهميه رزمندگان با 2/39 درصد تشكيل مي دهند. به عبارت ديگر حدود 40 درصد كساني كه از دانشگاه اخراج و 25 درصد كساني كه انصراف مي دهند از سهميه رزمندگان هستند.


 

پيشنهادات

1ـ يكي از عوامل مهم و مؤثر در افت تحصيلي دانشجويان ضعف بنيه علمي آنها در قبل از ورود به دانشگاه است. براي اصلاح اين امر يا حداقل كاهش آن دو راه حل پيشنهاد مي گردد:

الف) شرط نام نويسي در كنكور سراسري داشتن ديپلم يا مدرك پيش دانشگاهي با معدل حداقل 12 باشد و اين امكان براي كساني كه معدل كمتر از آن را دارند وجود داشته باشد كه مجدداً بتوانند ديپلم با معدل بالاتر را از طريق نام نويسي مجدد در دبيرستان اخذ نمايند. اين مسئله باعث مي شود كساني كه بنيه علمي ضعيف دارند با مرور مجدد دروس، به تقويت بنيه علمي خود بپردازند.

ب) كساني كه داراي افت تحصيلي بودند در كنكور سراسري از دروس اصلي آن رشته نمره صفر گرفته بودند.[3]  براي جلوگيري از چنين امري پيشنهاد مي شود كه براي قبولي در هررشته، براي درس اصلي آن (حداقل 4 درس) حد نصاب كسب حداقل 20 درصد نمره در اين دروس در كنكور سراسري الزامي گردد.

ج) مشكل ديگر ديپلم هاي هنرستان و ديپلم هاي با عناوين خاص است كه مواد درسي دوره هنرستاني و يا دبيرستاني آن با هيچيك از گروههاي آزمايشي موجود هماهنگي ندارد. 2  در اين مورد بايد مواد درسي دورة هنرستان يا دبيرستان تغيير يابد يا گروه آزمايشي مخصوص براي آنها همراه با رشته هاي متناسب با دروس دورة دبيرستان در نظر گرفته شود، (مثلاً قرار دادن ديپلم هاي هنرستاني با رياضي فيزيك در يك گروه و سپس در دوره دانشگاه در يك رشته با توجه به مواد دورة هنرستان مناسب نيست).

2ـ همانگونه كه در كنكور سراسري سالهاي قبل به منظور تشويق افراد به انتخاب رشته هاي بومي، امتيازاتي براي انتخاب كنندگان در نظر گرفته مي شد، لازم است اين امر با تشويق بيشتر ادامه يابد اما در اين باره پيشنهاد مي شود: تعريف افراد بومي بگونه اي تغيير يابد بطوري كه سه درجه از بومي بودن با توجه به مسافت از دانشگاه تشخيص داده شود.

بومي درجه اول: كساني كه مسافت بين محل سكونت تا دانشگاه كمتر از 80 كيلومتر باشد.

بومي درجه دوم: كساني كه مسافت بين محل سكونت تا دانشگاه بين 200ـ 80 كيلومتر باشد.

بومي درجه سوم: كساني كه مسافت بين محل سكونت تا دانشگاه بين 500 تا 200 كيلومتر باشد.

3ـ فقر و پائين بودن سطح اقتصادي خانواده اثر قاطعي بر افت تحصيلي دانشجويان دارد لذا لازم است تدابيري جهت كمك به افراد نيازمند ولي با استعداد انديشيده شود. تأسيس «صندوق حمايت از دانشجويان بي بضاعت»‌ پيشنهاد مي گردد. تا از دانشجويان پذيرفته شده در كنكور كه داراي بنيه علمي قوي (مثلاً معدل ديپلم بالا) هستند حمايت نمايد.

 



 


 

منابع فارسي

1ـ امين فر، مرتضي، علل و عوامل افت تحصيلي و چگونگي كاهش آن، فصلنامه تعليم و تربيت، سال چهارم، شماره هاي 13 و 14 بهار و تابستان 1367، ص 36-9.

    2ـ سازمان سنجش و آموزش كشور، دفترچه كنكور سراسري شماره  1، 1377.

3ـ مايكل تودارو، توسعه اقتصادي در جهان سوم، مترجم: فرجادي، غلامعلي، جلداول، چاپ          دوم، تهران، برنامه و بودجه، 1366.

    4ـ مهندسين مشاور  ماندگار، طرح جامع دانشگاه يزد، سال 1366.

    5ـ وزارت فرهنگ و آموزش عالي، آئين نامه آموزشي، نشريه شماره 101، 1369.

    6ـ وزارت فرهنگ و آموزش عالي، آئين نامه آموزشي، نشريه شماره 155، 1376.

 

 

 

 منابع انگليسي

 

7-Adams. G.R. & lavoie. J.C.(1974) ‏‏The effect of students sex conduct and facial attractiveness on teacher expectancy. Education, vol.95. 76-83.

8-Astin, A. (1972). Predicting academic performance in college. New York: Free Press.

9-Eckland, B. (1964) college dropouts who come back. Harvard educational review. 34, 402-420.(a).

10-Sewell, W, & Shah, V. Socioeconomic status, intelligene, and the attainment of higher  education. Sociology of education, 1967, 40, 1-23.

11-Watley, D (1965). The minne sota counseling inventory and persistence in an institute of technology. Journal of counseling. Psychology, 12, 94.


 

*  - عضو هيأت علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه يزد  

1-  بين داده هاي حاصل از سوآل مربوط به درآمد ماهيانه خانواده و سوآل مربوط به ارزيابي فرد از وضعيت اقتصادي خانواده آزمون معني داري صورت گرفت. رابطه دو سنجه از نظر آماري با سطح خطاي تقريباً صفر معني دار بود. اين آزمون اعتبار سنجه فوق را مشخص مي نمايد.

2- بين وضعيت تحصيلي و معدل (در سطح ترتيبي) آزمون معني داري كيدو و انجام شد. دو سنجه از نظر آماري با سطح خطاي نزديك صفر معني دار است. اين آزمون اعتبار (Validity)  سنجه رامورد تأييد قرار   مي دهد.   

1و2- اين مطالب از تحليل محتواي پاسخهاي دانشجويان انصرافي و اخراجي در سوآلات باز استنتاج گرديده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 11:5  توسط   | 

نقش فن آوری اطلاعات در آموزش (بتول یوسفی )

چكيده

هر دورانی آموزش وپرورش ویژه خود را می طلبد .

آموزش وپرورش آینده مبتنی بر دانایی و قوه  تفکر و قدرت وخلاقیت است .مهارت های سطوح بالا ، تغییر مداوم و سریع نو آوری ها ، تحقیق، تنوع در آموزش ، آموزش انفرادی، تصمیم های گروهی ، توجه به نیازهای محلی و جمعی ، رو در رویی مستقیم با مسائل و حل فوری آنها به  مدد اندیشه ، استفاده از دانش و فن آوری های پیشرفته ، اموزش ازراه دور ، استفاده از رایانه و ... از جمله ویژگی های آموزش وپرورش در قرن 21 خواهد بود . (الوین و هایدی تافلر)

فن آوری های اطلاعاتی و ارتباطی به سرعت ساختار اجتماعی و شیو ه های زندگی مردم را در جهان تغییر می دهند و برای ایجاد " جامعه اطلاعاتی " که در آن تولید اطلاعات و دانش علمی هدف است، رو به گسترش اند.جوامع اطلاعاتی ، زبان و ادبیات جدیدو خاص خود را دارند که به کلی باادبیات و مهارت های عصر کشاورزی و صنعت متفاوت است . در عصر دانایی  جوامع   برای  توسعه  خود به  تولید و عرضه اطلاعات و  دانش   علمی می پردازند  .در چنین جوامعی فن آوری اطلاعات و ارتباطات نفوذ و تأثیر بسیار چشمگبری در فن آوری آموزشی ، برنامه ریزی آموزشی  و اجرای آن بر عهده دارند. به طوری که روز به روز اولویت های آموزش سنتی را به سرعت تغییر می دهند . به دیگر سخن دانش و مهارت های رسمی ، بخش نامه ای و قالبی به تدریج کمرنگ می شوند و اولویت های جدیدی مانند رشد عمومی و یادگبری خود –کنترل شده ، ضرورت و اهمیت بیشتری می یابند .

از این طریق نقش معلم سنتی کم کم به گونه ای منطقی و اصولی تغییر می کند و معلمانی با نگرش های جدید علمی و فنی ، به مثابه کارشناس و متخصص شیو ه های یاد گیری ، خودآموزی ، خود رهبری  و حساس در برابر ندانسته های خود قد علم می کنند و خود را در تولید و عرضه دانش علمی و حرفه معلمی ، موظف و مسئول می دانند .

( دکتر عادل- مجله رشد تکنولوژی آموزشی، دوره نوزدهم،1383)

تمام این تغییرات گواه این است که فن آوری اطلاعات و ارتباطات به تدریج به عنصر ضروری برای اصلاحات آموزشی و نو آوری های جامعه کنونی بدل شده و نظام آموزشی مارا به عصر آموزش الکترونیکی ویا آموزش مجازی نزدیک میکند .

مقدمه

پیشرفت روزافزون تكنولوژی و خصوصاً تكنولوژی اطلاعات باعث تغییرات بسیاری در زمینه آموزش شده است. عواملی مانند سهولت حضور در كلاس های درس ، تنوع دروس، زمان انتخاب آن، كاهش هزینه رفت و آ مد، كاهش هزینه آموزش و  انعطاف پذیری زیاد در گسترش آموزش الكترونیكی  باید مورد توجه قرار گیرد.  یكی از مهمترین دلایل ضرورت سازماندهی مراكز و مؤسسات آموزش الكترونیكی در ایران، تقاضای روزافزون آموزش است كه با توجه به محدودیت منابع و ظرفیت آموزشی در نظام آموزشی فعلی به یك موضوع غامض اجتماعی تبدیل شده است و كارآمد ساختن آموزش الكترونیكی می تواند بخشی از این مشكلات را مرتفع سازد.آموزش وپرورش در کشور باید به صورت کیفی توسعه یابد . فن آوریها فضای منزل ومحل کار را فرا گرفته اند . پس باید در مدارس هم فراگیر شوند. کامپیوترها روش های یادگیری متنوع ارائه میکنند .با آموزش متون به طرق مختلف ، دروس را تقویت کرده وسرعت آموزش را بالا می برند.یکی ازدلایل مهم رویگردانی از مدل های کلاسیک به سوی مدل های مجازی عبارت است از تغییر سریع در محیط زندگی مدرن ، به چالش کشیده شدن بسیاری از شیو ه های فعلی آموزش و احساس نیاز به انعطاف پذیری سازمانی.باید آموزش را به همه جا برد. از فن آوری ها برای تسهیل کار دبیران استفاده کردو فرهنگ یادگیری و یاد دادن را تغییر داد .  آموزش را می توان مانند آب و برق و گاز و.... به خانه ها فرستاد . این یاد گیرنده خواهدبود که با حداقل هزینه هر آنچه  را بخواهد ؛ انتخاب میکند وبدون اجبار یاد خواهد گرفت .

توسعه و ضرورت اصلاح

امروزه، تقريباً تمام كساني كه به هر نحو طرفدار توسعه و اصلاحات هستند در همه جاي دنيا از آموزش و پرورش شروع مي كنند؛ چه، توجه به اصل تعليم و تربيت و تلاش در راه آن مي تواند امر توسعه را پيش ببرد و با مسير جهان هماهنگ كند .

رويكردهاي برآمده ازعصر جديدارتباطات و فناوري ها درتعليم و تربيت از جمله ديدگاه مبتني بر خود يادگيري و چگونه يادگيري (فراشناخت) ، يادگيري فرايند مدار و مستقل موجب تغییر در تعريف از مفاهيم اساسي تعليم و تربيت شده است . سواد، علم، تدريس، معلم، شاگرد، محتواي درسي و مدرسه در حال احراز تعاريف جديد هستند

درعصر حاضر تأكيد نظام آموزش و پرورش بر انتقال دانش نيست و نقش مدرسه با گذشته تفاوت بسياركرده است . آموزش و پرورش به جاي پرداختن به مواد درسي به كل انسان مي پردازد و به تمام ابعاد زندگي او توجه مي كند . معلم در نظام جديد آموزش و پرورش در مقام ياور در بالندگي انسان، ايفاي نقش مي كند نه انتقال دهنده اطلاعات . شاگرد پرسشگر، خردگرا و فعال است نه شنونده اي منفعل و پذيرا . امروزه، با دسترسي فراگيرندگان به اينترنت و گذرگاه هاي گوناگون كسب اطلاعات و با لطبع تأثير پذيري از فرهنگ جهاني و غير بومي، اقتدار علمي معلم رفته رفته رنگ مي بازد . از همين روست كه اثر بخشي آموزش و پرورش ناگزير است كاركردهاي نوي را متناسب با روح زمانه براي خويش برگزيند . گزينش و دستيابي به كاركردهاي نو مستلزم نگاهي نو به نظام آموزش و پرورش است . نگرشي نو در ابعاد و محورهاي گوناگوني چون تعاريف، اصول، اهداف، ساختار، محتوا، مديريت و منابع انساني در كشور ما نيز تغييرات و نگره هاي برآمده از تحولات عصر كنوني نيز خود نيازها و انتظارات جديدي را از آموزش و پرورش شكل مي دهد .

اگر خود را در محدوده آن چه هستيم واقع بينانه ببينيم، متوجه خواهيم شد كه آموزش و پرورش كنوني ما نه تأمين كننده ديروزمان بوده و نه برآورنده توقعات بر حق امروزمان . رفاه نسبي در جهان امروز نتيجه آموزش و پرورش پوياي كساني است كه با توجه به نيازهاي زمان و گريزاز تعصبات ناروا خود را مسئول بهزيستي انسان ها مي دانند و درسخت ترين شرايط به دنبال بهروزي همگانند . بايد گفت اختراعات شگفت انگيز واميدواري هاي روز افزون، الهام گرفته ازانديشه كساني است كه همگان را وامدار خودكرده است وماهمچنان منفعلانه چشم به راه آنان هستيم تابي آنكه سهمي در اين دستاوردها داشته باشيم برداشت كننده دست دومي از پديده هاي رفاهي واختراعي ديگران با پرداخت هزبنه هاي سرسام آور باشيم.

 

راهبردها در فرايند توسعه

براي همگام شدن آموزش و پرورش كشور با روح زمانه و رويكردهاي جديد تعليم و تربيت و براي پاسخ گويي به نياز نسل آينده وحتي نسل حاضر در امتداد دو مسير مي توان حركت كرد و دو راهبرد را مورد توجه قرار داد .

الف) نگرشي نو، باز تعريف مفاهيم

 

راهبرد نخست، مبتني بر تحول و بازنگري در حيطه نگرش ها در حوزة فكري كلان جامعه است . بر اين پايه، مفاهيم اساسي تعليم و تربيت باز تعريف مي شوند . ضرورت باز نگري در حوزه هاي فكري جامعه براساس آينده اي پويا،تغييرپذير، و غير شخصي مدنظر قرارمي گيرد.در اين مسير، نظام آموزش وپرورش كلان نگرش به دانش آموز، معلم، محتوا و مدرسه را متأثر از تحولات زمان تغيير مي دهد . دانش آموز و معلم را در فرآيند امروزي آموزش و پرورش از ديدگاهي پرسشگر، مستقل، خلاق و كثرت گرا مي نگرد و مي خواهد با كنار نهادن ارتباط يكسويه سنتي و فرسوده، به جريان يادگيري-ياددهي حركت و خلاقيت بخشد . از اين ديدگاه، مفاهيم با الهام از فلسفه اجتماعي، سياسي و فرهنگي معاصر و متناسب با نياز جامعه واقع بينانه و غير متعصبانه، باز تعريف مي شود .

فرد محوري، نخبه پروري و پرورش اسطوره اي در آموزش و پرورش امروزه جايگاهي ندارد . كار آموزش وپرورش آموزش زندگي است . ازاين رو براي طراحي نظام آموزش متناسب با نيازفردا ياحتي امروز به چيزي پيچيده تر از يك نظام كليشه اي وفرد مدارانه احتياج داريم . در اين مسير اصل دمكراسي و مشاركت همراه با نهادي كردن انديشه به مثابه وظيفه يك نظام مترقي و جديد تعليم و تربيت مورد توجه قرار مي گيرد . بديهي است نهادي كردن انديشه مستلزم ايجاد بستر مناسب براي پذيرش و مدارا با ديدگاه ها و انديشه ها و نگرشي كثرت گرايانه است . در اين مسيربرخورد هاي خشك و خشن و متعصبانه، مردود و ناموفق است . در اين راهبرد، روش هاي آموزش و پرورش و ارزشيابي مورد تجديد نظر اساسي قرار مي گيرد راه كارهاي پرورشي وارزشيابي ازوضعيت تك بعدي، كّمي، ناكارآمدونامنعطف به روش هايي كارآمد،كيفي و منعطف تغييرمييابد .

ب) تحول ساختاري

 

بر پايه راه برد دوم، ساختار آموزش و پرورش در دو بعد كمي و كيفي مورد بررسي قرار مي گيرد . در بعد كمي تشكيلات وسيع و حجيم با ساختاري تمركزگرا، ديوان سالار و كم بازده به ساختاري غير متمركز و كوچك تر تبديل ميشود . نگاهداشت قدرت و تمركز مسئولييت با تفويض آن به سطوح مياني و پايين تر تغيير شكل مي دهد و در اين ميان واگذاري بخشي از مسئوليت ها به نهادهاي مردمي مرتبط كم حجم كردن اداره ها و نهادهاي دولتي از يكسو زمينه بروز خلاقيت ها را فراهم مي آورد و از سوي ديگر از حجم بوروكراسي اداري كم بازده و وقت گير مي كاهد .

در بعد كيفي مي توان گفت  كه دستور كار اصلاح تغيير در شكل و محتواست . محتوا و برنامه هاي درسي نظام تك رسانه اي، مديرت هاي ناكارآمد، اقتدارگرا و نا منعطف نمي تواند بستر ساز حركت هماهنگ با كاروان جهاني دانش امروز به جلو باشد . از اين ديدگاه، ايجاد تغيير در ساختار آموزش و پرورش با راه بردهاي كلان نگر، تدريجي و مستمر، دقيق و كارشناسانه مي تواند توسعه كيفي را محقق سازد .

اصلاح كيفي آموزش و پرورش فرايندي نيست كه با اقدامي ضربتي بتوان آن را انجام داد، بلكه به اقتضاي نيازهاي نشأت گرفته از تقاضاي عدالت اجتماعي در جامعه هماهنگي كامل دارد . از اين نظر، اصلاح كيفي آموزش و پرورش رسمي زنجيره اي از تغييرات را در ديگر شكل هاي آموزش به وجود خواهد آورد كه به نوبه خود به الگوهاي رشد ساختارهاي تشكيلاتي اعم از آموزش رسمي و غير رسمي تنوع خواهد بخشيد . لازمة اين امر يك اساس گسترده و همگاني در مبارزه با بيسوادي است . زدودن بيسوادي امري است ملازم با ارتقاي آموزش و پرورش ابتدايي . هيچ كودكي نمي تواند با اعتماد به نفس به يادگيري بپردازد، مگر آن كه از طرف والدين مورد تشويق قرار گيرد . بنابر اين ممكن است، والدين بي سواد مانعي براي يادگيري باشند . آموزش خانواده به صورت مستمر، جذاب و فراگير در زدودن كم سوادي مي تواند نقش مهمي ايفا كند.

دو خصوصيت مهم در يادگيري براي تغيير كيفي آموزش و پرورش حايز اهميت اساسي است . نخست آموزش توانايي هاي نوجوانان براي تدوين سؤالها و مسأله هاست . شيوه حل مسأله جايگزين ضعيفي است اگر مسأله به دانش آموز داده شود؛ زيرا نقش فعال دانش آموزان در تدوين مسأله ها فوق العاده مهم است . يادگيري مبتني بر حل مسأله با يادگيري خود انگيزشي و يادگيري مستقل نيز رابطه نزديك دارد . مسائلي كه موضوع اين گونه يادگيري هاست در زمان معاصر به وجود آمده و به چندين رشته علمي مانند مسائل جهاني جمعيت، منابع طبيعي و محيط زيست مربوط مي شود . اين گونه مسائل بايد براي نوجوانان چالشي در فرايند آموزش و پرورش بشمار آيد و توانايي هاي تجزيه و تحليل آنها را پرورش دهد و حساسيت آنها را نسبت به مسائل جهاني و ملي برانگيزد. چه اگر حسا سيت وجود داشته باشد از آن تعهد فكري و عملي و عزم معنوي برخواهد خواست . اين ارزش ها مستقيماً تدريس پذير نيستند و از طريق تعامل بين معلم و متعلم و انديشه ها به منصة ظهورمي رسند.ارزش ها نه فقط به رفتار فردي مربوط ميشودبلكه با مسائل عظيم معنوي دنياي معاصرنيزدرارتباطند.

خصوصيت دوم، توانايي انجام كارگروهي است . درعصرحاضر محيط هاي يادگيري مانند محيط هاي كاربالاترين اولويت را به كار گروهي مي دهد؛ زيرا در اين محيط ها تركيب مهارت هاي افراد بزگتر از مجموع آنهاست . در فرايند توسعه كيفي آموزش و پرورش، محتوا و برنامه هاي درسي از اهميت اساسي برخوردار است . محتواي درسي مبتني بر مفاهيم نظري، جزوات فراوان، تعيين تكليف شبانه و طاقت فرسا به همراه روش هاي تدريس تكراري، خسته كننده و معلم مدار به كاهش انگيزه دانش آموزان منجر مي شود .

آزمايش و خطاهاي دائمي در تغيير نظام و محتواي كتب درسي، لطمات جبران ناپذيري به آموزش و پرورش وارد مي آورد . تقسيم ناعادلانه امكانات آموزشي درمدارس و مشكلات معيشتي نيزمانع ازآن مي شود كه دانش آموز انرژي، لبخند و نشاط لازم را از معلم دريافت كند . كمبود معلمان متخصص و آموزش ديده و آشنا با روان شناسي كودك ممكن است به تنزل كيفيت آموزشي منجر شود . ناآشنايي معلم با مراحل رشد رواني، اجتماعي، حركتي و مسائل هيجاني-رفتاري كودكان لطمات فراواني به كودكان وارد مي آورد . از اين رو، لازم است در گزينش معلمان به تخصص، دانش و نيز وضعيت ظاهري و آراستگي ظاهري اين قشر كه ساعاتي در روز را در ارتباط نزديك و مستقيم با كودكان و نوجوانان هستند توجه بيشتري شود . از سوي ديگر، اقدام به برگزاري دوره هاي مستمر ضمن خدمت با هدف باز آموزي براي تطبيق با وظايف جديد و ارئه اطلاعات به روز از جمله كارهايي است كه آموزش و پرورش مي تواند به انجام آن مبادرت ورزد .

تبديل فرايند ياددادن به يادگرفتن و استفاده از روشهاي فراشناختي در آموزش از خط مشي هاي نو در توسعه كيفي آموزش و پرورش است . گذر از ياد دادن به يادگيري و آموزش راه بردهاي مناسب براي خود يادگيري از رويكردهاي جديد تعليم و تربيت در جهان است كه فراگيرنده را در فرايند يادگيري فعال مي كند و اين روش با معلمان آموزش ديده و محتواي درسي كه دانش آموز را به تفكر وامي دارد همساز است، نه با محتوايي كه مبتني بر حفظ طوطي وار با كم ترين تفكر و تأمل است .

از ديگر محورهاي عمده در فرايند توسعه آموزش و پرورش، مديريت هاي كارآمد و متخصص است . سپردن امر آموزش و پرورش به دست غير متخصصان كم تجربه و غير موجه، كارايي و سلامت نظام تعليم و تربيت را به مخاطره مي اندازد . انتصاب هاي نابجا و رابطه مدار، ضربات اساسي به ساختار آموزش و پرورش وارد مي كند . در نظريه هاي مديريت نو در جايگاه يكي از عناصر ساختاري نظام به نوبه خود بر ساير عناصر نظام تأثير مي گذارد و نقشي تعيين كننده دارد .

طبق مكتب اصالت ساخت هرگاه يكي از عناصر ساخت تغيير كند بقيه عناصر ساخت به تبع آن تغيير مي كند و الگو به تغييرات احتمالي واكنش نشان مي دهد . از اين رو، به منظور حركت مؤثردر جهت توسعه و محقق ساختن اصلاحات اساسي در آموزش و پرورش، بايد مديران متخصص و عمل گرا بر اساس ضابطه و شايستگي انتخاب شوند و در رأس امور قرار گيرند و بر اين باور تأكيد شود كه مديريت و هدايت صحيح و عالمانه همراه با جلب مشاركت و تلاش همگاني كليد توسعه آموزش و پرورش است و توسعه آموزش و پرورش به نوبه خود زير بناي توسعه همه جانبه كشور است .

خلاصه سخن اين كه براي آماده كردن نسل حاضر براي زندگي در آينده، آموزش و پرورش بايد با شناخت روح زمانه و نيازهاي نشأت گرفته از آن، پاسخگوي تقاضاهاي مبتني بر شرايط جديد باشد و خود را با آن منطق كند . با انباشت مسائل جهاني و ملي و دائماً پويا و تغيير پذير، آموزش و پرورش ناگزير است با تدوين راهبردهاي منطقي و واقع بينانه خود را با حركت نسل امروز هماهنگ كند و با مسائل حل نشده و اضطرابها و بحران هاي ناشي از آن همچون هويت، اشتغال و كنكور روبه رو شود . از اين رو اقدام به انجام دادن اصلاحات اساسي در آموزش و پورش بنا به تجربه سايرممالك و زير بناي توسعه در كشور ضرورت دارد.( زهرا حقيقت دوست)[1] .

 

فن آوری اطلاعات و ارتباطات

فن آوری اطلاعات و ارتباطات عبارت است : فن آوری هایی که فرد را در ضبط ، ذخیره سازی ، پردازش ، بازیابی ، انتقال و دریافت اطلاعات ، یاری می دهد .

این اصطلاح شامل فن آوری نوین مانند رایانه ، انتقال از طریق دور نگار و دیگر وسائل ارتباط جمعی می شود .

فن آوری اطلاعات موجب پخش سریع نظرات ، بهبود در آموزش ، علوم ، مراقبت های بهداشتی و فرهنگ می شود . فن آوری اطلاعات ماشین کار محسوب می شود و ارتباطات محصول آن است(یونس شکر خواه )


نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات[2] دریادگیری

فناوری اطلاعات و ارتباطات درمدت زمان کوتاهی که ازپیدایش آن میگذرد توانسته است تغییرات فراوانی را درنحوه زندگی بشر به وجود آورد. یکی اززمینه هایی که سهم عمده ای ازاین تغییرات را به خود اختصاص داده است، یادگیری است.نقش فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی درچرخه یادگیری بسیاراهمیت دارد.دریادگیری به شیوه سنتی، فرد مجبوراست که به طورمداوم بخواند و بنویسد و ارتباط تقریبا یک طرفه بود. اما با کارگیری فناوری اطلاعاتی و ارتباطی دریادگیری، فرد علاوه براین مهارتهای پایه نیازمند داشتن مهارت دراستفاده ازفناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی میباشد. یادگیری های مبتنی برفناوریهای نوین اطلاعاتی، با  ایجاد تغییرات بنیادین درمفاهیم آموزش سنتی، توانسته است بسیاری ازناکارآمدیهای نظامهای آموزشی را رفع کرده و دگرگونی های اساسی را درآموزش به وجود آورد. با استفاده ازدنیای مجازی دریادگیری، میتوان به روشهای نوین و کارامدی ازیادگیری دست یافت. علت کاربرد فن اوری اطلاعاتی و ارتباطی دریادگیری، آموزش بهتر و سریعتر میباشد.کاربرد فن اوری اطلاعات و ارتباطات درآموزش، نوع جدیدی ازیادگیری را به وجود آورد، به طوریکه یادگیری تنها به صورت حضوری انجام نمیشود. زیاد ضرورتی ندارد که یادگیری حضوری و رودررو باشد و انتظارمیرود که یادگیری درمحیط هایی غیرازکلاس، امکان پذیرباشد، به نحوی که بتوان اطلاعات را به راحتی با سایریادگیرندگان به اشتراک گذاشت.  این تحول سبب تغییر نقش معلم و نیز نقش کتابخانه ها شده است. به این ترتیب، نوع جدید یادگیر مادامیکه فن اوریها درحال تغییرماهیت کاری و تجاری هستند، نحوه ارائه آموزش را دچارتحول میکنند و ازآنجا که نحوه یادگیری افراد به گونه ای متفاوت است، باید چند اصل را درنظرگرفت:

•      آموزش باید براساس یادگیری افراد بنا شده باشد، زیرا وقتی که سخن ازیادگیری است، یک شیوه یکسان برای همه افراد وجود ندارد و نمیتوان همه را دریک سطح درنظرگرفت و به آنها آموزش داد.

•         آموزش باید براساس رسیدن به هدف خاص، طرح ریزی شود و برنامه اجرایی آن نیز ازروش تکاملی استفاده شود.

•         باید ازآخرین فن آوریهای روزجهت هرچه سودمندترکردن برنامه های اجرایی و دستیابی به نتایج مطلوبتر بهره برد.

(مهدوي, محمدنقي. عوامل موثر در توسعه تكنولوژي (شرطهاي لازم). سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران, پژوهشكده مطالعات و تحقيقات فناوري. تهران خرداد 1374 ،جزوه 60 )

 

ضرورتهاي استفاده از فناوري‌ها و روش‌هاي مدرن

نگراني در مورد كيفيت و  روش آموزشي با ضرورت توسعه فرصتهاي آموزشي آنهايي كه بيشترين آسيب پذيري را براثر جهاني سازي دارند همزيستي دارد. عموما“ تغييرات جهاني سازي دركشورهاي درحال توسعه،برروي گروههاي كم درآمد، دختران و زنان و خصوصا“ كارگران كم مهارت، همچنين همه گروهها براي كسب و بكارگيري مهارتهاي جديد فشار مي آورد. سازمان جهاني كار نيازهاي آموزشي وپرورشي در اقتصاد جديد جهاني را بعنوان "آموزش پايه براي همه "، "مهارتهاي كاري براي همه" و "آموزش مادام العمر براي همه " تعريف مي كند.

 

فناوري هاي اطلاعات و ارتباطات (فاوا)  شامل، راديو وتلويزيون و همچنين فناوري هاي ديجيتال جديدتر مانند كامپيوتر واينترنت،  بعنوان ابزارهاي بالقوه نيرومند و فعال كننده  اصلاح و تغييرات آموزشي معرفي مي شوند.

چگونه فاوا مي تواند به توسعه دسترسي به آموزش كمك كند

r       فاوا يك ابزار بالقوه نيرومند براي توسعه فرصتهاي آموزشي، چه رسمي و چه غيررسمي است براي جمعيتهاي متفرق و روستايي اقليتهاي قومي، زنان، دختران ، افراد ناتوان و پيران گروههاي بطور سنتي محروم از آموزش بعلت دلايل فرهنگي يا اجتماعي هستند، همچنين همه افرادي كه بدلايل مالي يا محدوديت زماني قادر به ثبت نام در مراكز آموزشي نيستند.

r       فاوا، آموزش غير همزمان يا آموزش با مشخصه يك تاخير زماني بين ارائه آموزش و پذيرش آن توسط فراگيران را ممكن مي سازد.

r       فاوا  الزام همه فراگيرن ومربيان نسبت به بودن در يك مكان فيزيكي را رفع مي كند. بعلاوه انواع معيني از فاوا مانند تكنولوژي كنفرانس از راه دور اين امكان را مي دهد كه آموزش در يك زمان، بوسيله فراگيران متعدد و از نظر مكاني پراكنده،  مورد استفاده قرار گيرد.

 

r       دسترسي به منابع آموزش از راه دور . معلمان و شاگردان ديگر مجبور نيستند فقط به كتابهاي چاپ شده و ديگر وسايل رسانه اي فيزيكي موجود دركتابخانه ها (كه به مقدار محدود دردسترس هستند) براي نيازهاي آموزشي خود متكي باشند. با اينترنت و شبكه جهاني وب، وسايل آموزشي زيادي تقريبا“ در همه موضوعات و با تنوع رسانه ها مي تواند از هرجا و درهرمدت از روز و توسط تعداد نا محدودي از مردم قابل دسترس باشد.

 

اين موضوع خصوصا“ در خيلي از مدارس كشورهاي درحال توسعه چشمگير است، همچنين حتي در بعضي از مدارس كشورهاي توسعه يافته كه منابع كتابخانه اي آنها محدود و منسوخ شده اند، اهميت دارد.

r       فاوا همچنين دسترسي به افراد و مراجع (مربيان، خبرگان، پژوهشگران، متخصصان، رهبران و اشراف) را درهمه جهان تسهيل مي بخشد.

كاربرد فاوا در آماده كردن افراد براي محيط هاي كاري

 

يكي از شايعترين دلايل ذكر شده براي بكارگيري فاوا دركلاس، بهتر آماده كردن نسل فعلي دانش آموزان براي يك محيط كاري است،كه درآن فاوا خصوصا“، كامپيوتر، اينترنت و فناوري هاي مرتبط، روز به روز بيشتر رواج مي يابند. لذا سواد تكنولوژيك يا توان بكارگيري موثر و بهينه فاوا، بعنوان يك لبه رقابتي در يك بازار كار درحال جهاني شدن، بنظر مي آيد. التبه سواد تكنولوژيك فقط مهارت ارايه خوب كارها طبق خواست اقتصاد جديد جهاني نيست . آزمايشگاه آموزشي منطقه شمالي ايالات متحده آمريكا، آن چيزي كه مهارتهاي قرن 21 ناميده مي شود را چنين شناسايي كرده است: سواد قرن ديجيتال  خود شامل سواد عملكردي، سواد بصري، سواد علمي، سواد تكنولوژيك، سواد اطلاعاتي، سواد فرهنگي و هشياري و آگاهي جهاني و تفكر اختراعي، تفكر در رسيدن به رتبه بالاتر، استدلال كامل، ارتباط موثر و بهره وري بالا می باشد.

 

مهارتهاي لازم در محيط كار آينده

سواد قرن ديجيتال

سواد عملكردي

توان رمزگشايي معني و شرح عقايد دريك سلسله از وسايل ارتباطي(رسانه): كه شامل بكارگيري تصاوير، گرافيك، ويدئو، نمودارها و نقشه ها يا سواد بصري

سواد علمي

درك جنبه هاي تئوريك و عملي علم و رياضيات

سواد تكنولوژيك

صلاحيت و رقابت در كاربرد فناوريهاي ارتباطات و اطلاعات

سواد اطلاعاتي

توان يافتن ,‌ارزيابي و بكاربردن اطلاعات از طريق فاوا

سواد فرهنگي

فهم ارزش گوناگوني فرهنگها

آگاهي جهاني

فهم اينكه چگونه ملتها، بنگاهها و جوامع در سرتاسر جهان با هم در ارتباطند

تفكر اختراعي

قابليت اقتباس

توان اقتباس و مديريت دريك جهان پيچيده و وابسته بهم

فراست

ميل به دانستن

خلاقيت

توان بكارگيري تصورات براي خلق اشيا

ريسك پذيري

توان ريسك كردن و درنظر گرفتن احتمالات

تفكر درجه بالاتر (حل خلاقانه مسايل و تفكر منطقي كه براثر قضاوت صحيح حاصل مي شود)

ارتباط موثر

تيم بندي 

توان كار در يك تيم

تشريك مساعي و ارتباط فردي واجتماعي با تاثير متقابل

توان تاثير متقابل و كار موثر با ديگران

مسئوليت پذير بودن

جوابگو بودن در مقابل روشي كه در كاربرد و فراگيري كاربرد فاوا براي مصلحت عام بكار مي برند

ارتباط متقابل

رقابت و صلاحيت در انتقال، بيان، دستيابي و فهم اطلاعات

بهره وري بالا

توان اولويت بندي

برنامه ريزي و مديريت برنامه ها و پروژه ها براي كسب نتايج دلخواه جهت كاربرد آنچه دركلاسهاي درس ياد ميگيرند تا بتوانند در جهان واقعي، براي خلق و ايجاد فراورده ها ي مرتبط و با كيفيت،  به اجرا درآورند .

 

r       پتانسيل فاوا براي ترفيع در كسب اين مهارتها وابسته به كاربرد آن بعنوان يك ابزار براي بالابردن كيفيت آموزشي (شامل، ارتقا استعداد ها به يك محيط دانش آموز محور) است.

  كاربرد فاوا  در پيشرفت كيفيت آموزشي

پيشبرد كيفيت آموزش و پرورش يك نكته حساس است. فاوا مي تواند كيفيت آموزش را از چندين راه تقويت كند: بوسيله افزايش انگيزه و ورود فراگيران به صحنه اشتغال، بوسيله تسهيل در كسب مهارتهاي پايه اي و ارتقا تربيت مربي. فاوا همچنين ابزاري انتقال دهنده است كه وقتي بطور صحيح بكار برود، مي تواند ابتكار را در يك محيط دانش آموز محور ارتقا دهد.

r       انگيزه براي فراگيري : فاوا هايي از قبيل ويدئو، تلويزيون و نرم افزارهاي چند رسانه اي كه متن، صدا و تصاوير متحرك را ادغام كرده اند، مي توانند براي ايجاد مضموني معتبر و مبارزه جو كه دانش آموز را در فرايند آموزش دخالت مي دهد، بكار بروند. همچنين امواج متقابل و ارتباطي راديويي، افكت هاي صوتي، ترانه ها، نمايشنامه ه، نمايش هاي كمدي و ديگر رسوم و سنتهاي اجرا، براي وادار كردن دانش آموزان به گوش دادن و درگير شدن آنها در ارايه دروس بكار مي روند.

r       همينطور بهتر از هرنوع فاوا ,‌كامپيوترهاي شبكه اي با اتصال به اينترنت مي توانند انگيزه فراگيران را با ادغام توانگري رسانه ها و تعامل ديگر فاواها با ايجاد فرصت اتصال به جهان واقعي و مشاركت در وقايع جهان، افزايش دهند.

r       تسهيل فراگيري مهارتهاي پايه اي : انتقال مهارتهاي پايه اي و مفاهيمي كه زير بناي مهارتهاي فكري درجه بالاتر و خلاقيت هستند مي توانند بوسيله فاوا بصورت شفاهي و عملي تسهيل شود . برنامه هاي آموزشي تلويزيون، ابزار تكرار و تقويت را براي تعليم الفبا، اعداد، رنگ، اشكال و ديگر مفاهيم پايه اي بكار مي برند. بيشتر كاربردهاي  اوليه رايانه، براي تعليم آموزش، مبتني بر تسلط مهارتها، تقويت و تكرار محتوي درسي بود.

r       ارتقا تربيت معلمان : فاوا همچنين براي پيشبرد دسترسي به تربيت معلمان و كيفيت آن بكار رفته است. مثلا“ موسساتي مانند مركز تربيت معلم شبكه اي[3]  در كره جنوبي در حال بهره برداري از اينترنت براي ارايه فرصتهاي بهتر توسعه و پيشرفت تخصصي معلمان، به صورت ضمن خدمت است. اين مركز كه از طرف دولت تامين هزينه شده، درسال 1997 تاسيس شد. و دوره هاي آموزشي مبتني بر شبكه جهاني وب را براي معلمان مقاطع ابتدايي و راهنمايي ارايه مي كند. اين دوره ها شامل "كامپيوترها درجامع اطلاعاتي"، "اصلاح آموزشي" و "جامعه آينده و آموزش" هستند. دوره هاي اختصاصي  روی خط[4] نيز همراه با بعضي از دوره هاي كنفرانسي رودرو برگزار مي كردد. در چين، آموزشهاي فراگير مبتني بر راديو وتلويزيون معلمان براي چندين سال است كه توسط دانشگاه مركزي راديو وتلويزيون هدايت مي شود. دانشگاه راديو وتلويزيون شانگهاي و خيلي دانشكده هاي راديو وتلويزيون ديگر اين كشور هم در اين كار سهيم هستند.  در دانشگاه آزاد ملي ايندرا گاندي هند سيستم كنفرانس يكطرفه ديداري و دوطرفه شنيداري مبتني بر ماهواره در سال 1996 بوجود آمد كه بوسيله مطالب چاپي و ويديوئي ضبط شده ارايه مي گردد و910 معلم مقطع ابتدايي و كمك مربي از 200 موسسه محلي تربيت معلم را در ايالت كارناتاكا تعليم مي دهد. معلمان توسط گفتگوهاي متقابل توسط تلفن و فاكس با هم در تعامل هستند.

نقش فاوا در انتقال محيط آموزشي به يك محيط دانش آموز محور

تحقيق نشان داده كه كاربرد مناسب فاوا مي تواند تغيير مكان را در مضمون و در فن آموزشي (پداگوژي) كه در قرن 21 در قلب اصلاحات آموزشي جاي دارند ,‌تسريع كند. اين راههاي جديد تعليم و تعلم بوسيله تئوري هاي آموزش تعليم گرايان و ايجاد يك انتقال از علم تربيت معلم محور به فن تربيت دانش آموز محور ايجاد شده است. جدول زير، تطبيق يك روش تربيتي سنتي و روش تربيتي درحال ظهور توسط فاوارا نشان می دهد.

بررسي روش تربيتي جامعه صنعتي در برابر جامعه اطلاعاتي

نمود

روش تربيتي سنتي براي جامعه اطلاعاتي

روش تربيتي درحال ظهور

فعالیت

فعاليتها توسط معلم تجويز و تعيين مي شود

آموزش كليه كلاس

تنوع كم در فعاليتها

خط مشي با برنامه تعيين مي شود

فعاليتها توسط فراگيران تعيين مي شود

دسته بندي گروههاي كوچك

فعاليتهاي متنوع و خيلي متفاوت

خط مشي توسط فراگيران تعيين مي شود

مشاركت

فردي

گروههاي هم سنخ و هم جنس

هركس براي خودش كار مي كند

تيمي

گروههاي غير متجانس

افراد همديگر را پشتيباني مي كنند

خلاقیت

آموزش  مولد

ارايه راه حلهاي شناخته شده براي حل مسايل

آموزش پربار

يافتن راه حلهاي جديد براي مسايل

ائتلاف

هيچ پيوندي بين تئوري و عملي نيست

موضوعات جداي از همند

براساس نظم و انضباط است

تك تك معلمان

تئوري و عمل يكپارچه شده اند

بين موضوعات ارتباط هست

موضوعي است

تيمهاي معلمان

ارزشيابي

با راهبرد معلم

بصورت مجموعي

با راهبرد دانش آموز

تشخيصي

چالشهاي مربوط به تامين مالي

 هزينه استفاده از فاوا

يكي از بزرگترين چالشها در كاربردفاوا در آموزش ,‌موازنه اهداف آموزشي با واقعيتهاي اقتصادي است. فاوادر برنامه هاي آموزشي، سرمايه گذاري كلان مي طلبد و كشورهاي در حال توسعه بايد در تصميم گيري راجع به اينكه چه مدلهايي ازفاواو كاربردشان رايج شود، محتاط و درباره نگهداشتن توازن اقتصادي هوشيار باشند. درنهايت اين موضوع مطرح است كه آيا ارزش افزوده كاربرد فاوا هزينه را متعادل مي كند يا نه ,‌از جهت ديگر آيا آموزش مبتني بر فاوا موثرترين استراتژي براي اهداف مورد نظر آموزشي هست يا نه,‌و اگر هست شروط و مقياس اجرا كه مي تواند صرفنظر از منابع مالي موجود انساني و غير آن ,‌آنرا پشتيباني كند چيست؟

 (ویت ) [5]منابع بالقوه مالي و برنامه هاي كاربرد فاوا  زير را پيشنهاد مي كند:

1– كمكهاي بلاعوض

2 – يارانه هاي عمومي

2-        كمكهاي بخش خصوصي كه بالابرنده ميزان تنخواه است

3-        پشتيباني تجهيزات و افراد داوطلب

4-        حمايت جامعه (مثلا“ دراختيار قرار دادن خانه بدون دريافت اجاره)

5-        حق عضويت اعضا

7 – درآمدهاي بدست آمده از كارهاي مركزي و اصلي:

-                        اتصالات (تلفن,‌فكس، اينترنتو صفحات وب)

-                        دسترسي مستقيم كامپيوتر براي كاربران

-                        خدمات اداري(فتوكپي، اسكن و كمكهاي صمعي بصري)

8 – درآمد فعاليتهاي فرعي

-                        سرويسهاي خدماتي (پردازش لغات، تهيه صورتهاي مالي، آماده سازي

-                        بودحه,‌چاپ و خدمات پذيرش)

-                        خدمات آموزشي(آموزش غير حضوري و دوره هاي تربيتي)

-                        خدمات اجتماعي(اتاقهاي همايش، وقايع اجتماعي,‌اطلاعات محلي)

-                        كار غيرحضوري و مشاوره

-                        فعاليتهاي خاص(پزشكي از راه دور)

-                        خدمات فروش

 

پیشنهادات به دولت :
1- دولت باید   امكانات اينترنت را در همه مدارس فراهم کند.

2-  تمهیدات لازم جهت اعطای وام به تمام معلمین و دانش آموختگانی که توانایی خرید رایانه ندارند .

3- ایجاد سازمان مجازی آموزش وپرورش در کشور

4- با توجه به رسالت آموزش مجازی که فراهم کردن فرصت آموزش برای همه است ، پیشنهاد می شود در مناطق محروم کیوسک های عمومی اینترنتی ساخته شود و شبکه های محلی اطلاع رسانی ایجاد شوند .

5 استفاده از فضا ی  مساجد و مراکز مذهبی  برای ایجاد سازمان مجازی کشور

6- حمایت از قانون کپی رابت برای حفظ مالکیت معنوی و بالا بردن سطح کیفی و کمی

نرم افزارهای آموزشی و کارآفرینی

7- برنامه ریزی برای نابینایان ومعلولین کشور با استفاده از ابزارهای فن آوری اطلاعات

8 ایجاد و گسترش شبکه آموزش و ايجاد سازمان توليد محتواي الكترونيكي

پیشنهادات به سازمان آموزش و پرورش

9-تغییر در سیستم های ارزشیابی دانش آموزان با استفاده از فن آوری های نوین

10-گنجاندن الزامی زبان انگلیسی ازپیش دبستانی ومدرسه و

11- برنامه ریزی جهت گرفتن مدرک سواد رایانه ای تا قبل  از ورود به دبیرستان

12- برگزاری مسابقات درسی از طریق اینترنت

13-برگزاری تولید محتوای الکترونیکی با اهدا جوایز نفیس برای تولید کنندگان نرم افزارهای تعاملی

14- برنامه ریزی جهت ارایه یک درس رياضي در قالب فیلم ویا نرم افزار های آموزشی یا اینترنت  بدون دخالت معلم در کلاسهای چهارم و پنجم ابتدایی

15- برنامه ریزی جهت ارانه دو درس رياضي در قالب فیلم ویا نرم افزار های آموزشی یا اینترنت  بدون دخالت معلم برای هر سال  در راهنمایی

16- برنامه ریزی جهت ارانه سه  درس رياضي  در قالب فیلم ویا نرم افزار های آموزشی یا اینترنت  بدون دخالت معلم برای هر سال  در مقطع متوسطه

17- برنامه ریزی جهت ارانه چهار  درس رياضي ویا بیشتر   در قالب فیلم ویا نرم افزار های آموزشی یا اینترنت  بدون دخالت معلم در مقطع پیش دانشگاهی

18- خرید سیستم های آموزش الکترونیکی

پیشنهاد به مدیران مدارس

19- الزاماً نوآوری هایی نیز باید در نحوه اندازه گیری و سنجش پیشرفت تحصیلی فراگیران باید به وجود آید. که این با پیشرفت تکنولوژی میسر شده است .

20- ایجاد سایت کامپیوتری در دبیرستان ها با همکاری انجمن اولیاو مربیان

21-خرید فیلم ها و  نرم افزارهای آموزشی  به صورت بانک نرم افزاری و امانت دادن به دانش آموران و استفاده از آن در ساعات غیبت معلم .

پیشنهاداتی برای معلمان

 22-دانش آموزان  به گونه ای تربیت شوند كه آنها در تعامل با یكدیگر دانش بیاموزند.

23- باید  عملكردهای دانش آموزان را تقویت کرد. دیگر آنها شنوندگان صرف نباشند. به آنها یاد داد كه پرس وجو كنند و محققانی خوب شوند.

24- معلم باید  منابع جدید را  معرفی  کند، معلمان به دانش آموزان یاد نمی دهند ، بلكه بر كار آنها نظارت  می کنند تا خود در تعامل با هم یاد بگیرند.

25- باید به ارزشیابی فردی و گروهی توجه شود . 

26-باید به ارزشیابی در خارج از چهار دیواری مدرسه و كلاس درس توجه کرد .

27- معلمان در بالا بردن سواد رایانه ای خود کوشش کنند و باخرید نوت بوک به عنوان وسیله کمک آموزشی در تسهیل وبالا بردن کیفبت تدریس خود کوشش کنند .

28- استفا ده از فیلم ها ونرم افزارهای آموزشی و توصیه آن به دانش آموزان

29 شرکت در تولید محتوای الکترونیکی

نتیجه گیری

آیا فاوا جاي معلمان را خواهد گرفت ؟جواب يك "نه" قاطع است. درحقيقت، با رواج فاوا دركلاس نقش معلم در فرايند يادگيري حتي مهمتر مي شود. آنچه مي تواند و بايد تغيير يابد، نوع نقشي است كه معلم ايفا مي كند. نقش دانش آموزان نيز متقابلا“ توسعه مي يابد و از آنجا كه فاوا مي تواند درهاي كلاس را به جهان خارج باز كند، جامعه هم مي تواند يك نقش جديد دركلاس داشته باشد. از آنجا كه آموزش از مدل معلم محور به مدل دانش آموز محور انتقال مي يابد، معلمان اقتدار منحصر به فردشان كمتر شده و بيشتر بعنوان تسهيل كننده، ناظر و مربي ( از فرمانرواي مطلق به راهنماي راه) شناخته مي شوند. وظيفه ابتدايي معلم آموختن به دانش اموز است كه چگونه سوال بپرسد و مسئله مطرح كند، فرضيه بسازد، اطلاعات برساند و سپس درصورت ضرورت اطلاعات يافته در رابطه با مسايل مطرح شده را ارزيابي كند. و از آنجا كه آموزش ارتقا يافته فاوا يك تجربه جديد، حتي براي معلمان است، معلمان هم از فرايند آموزش ياد مي گيرند و چيزهاي تازه اي درميان دانش اموزان كشف مي كنند.

بعلاوه اين غير عادي نيست كه ببينيم دانش آموزان در يك كلاس درس رياضي مبتني بر فاوا نقش رسمي و غيررسمي معلم را براي دوستان خود و دانش آموزان كوچكتر و گاهي حتي براي معلمانشان، بعهده بگيرند. معلمان و دانش آموزان از مدارس مختلف،كارشناسان، والدين، رهبران جامعه و مشاغل، سياستمداران و ديگر قسمتهاي ذينفع هم درفرايند آموزش بعنوان افراد منبع، منتقد، ناظر و تشويق كننده، دخيل هستند. آنها همچنين مشتريان عمومي و ضروري براي كار منتشر شده دانش آموزان برروي وب يا ديگر رسانه ها هستند.

منابع فارسی

1.   اسكلار، هالي‌(1372) سه‌جانبه‌گرايي‌، ترجمه  محمدي‌، تهران‌: سازمان‌ چاپ‌ و انتشارات‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌. اداره‌كل‌ مراكز و روابط فرهمگي‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌

2.   اصلانی، غلامرضا(1384) مقایسه تاثیر ارائه و عدم ارائه پیش سازمان دهنده در آموزش مبتنی بر وب بر میزان یادگیری و بهره برداری مفاهیم درس شیمی سال اول متوسطه دبیرستانهای پسرانه اصفهان در سال تحصیلی 1385- 1384 پایان نامه دانشجوی دوره فوق لیسانس

3.      ایران زاده سلیمان، (1381)مدیریت تطبیقی در پارادایم های جدید ، انتشارات مرکز مدیریت دولتی

4.   باقریان ، عبدالله(1381) بررسی و ارائه یک متولوژی مناسب برای مدیریت و ارائه آموزش الکترونیک، پایان نامه کارشناسی ارشد صنایع و سیستمها

5.      بنی سی ،پری ناز(1383)عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد ؛ مجله رشد تکنولوژی آموزشی

6.      تابنده ، احمد ، سال( 79) ويژگي هاي شركت مجازي ، تدبير شماره 104

7.   جابري ، علي (1377)، آموزش هوشمند به كمك كامپيوتر/  پايان نامه (كارشناسي ارشد) دانشگاه تربيت مدرس، دانشكده فني مهندسي

8.      جلالي ،علي اکبر(1383)  ،دانش نو شماره9

9.      حق گو ،نسرین( 1377)اقدام پژوهی ، بنیاد اندیشه معلمان پژوهنده

10. خدامرادی، خداداد (1380)« مطالعه تاثیر آموزش به كمك رسانه‌های آموزشی شنیداری - دیداری (نوارهای ویدیویی درسی یا طرح آموزش تصویری رشد) ‌بر یادگیری درس زبان انگلیسی دانش آموزان پسر پایه اول دبیرستان در شهر روانسر ( كرمانشاه)،  پایان‌نامه كارشناسی ارشد تكنولوژی آموزشی

11. جعفری، پریوش(1383) بررسی ابعاد پداگوژیک آموزش مجازی، دانشگاه علوم پزشکی

12.  سلیمی، (1383)  بررسی زیرساخت فرهنگی اجتماعی فناوری اطلاعات در آموزش، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

13. عادل(1383)- فن آوری های آموزشی، مجله رشد تکنولوژی آموزشی، دوره نوزدهم

14. عطاران ،محمد(1385)، پروژه های چند رسانه ای درکلاس درس، موسسه توسعه فناوری اطلاعات آموزشی مدارس هوشمند

15. قلی‌زاده، حامد(1382) آموزش الكترونیكی ،  پایان‌نامه‌كارشناسی ارشد

16. مجموعه مقالات اولین همایش جهانی شدن و تعلیم وتربیت (1384) ، برگزارکننده : جهاد دانشگاهی واحد تهران ، انتشارات وزارت علوم خارجه

17. مجموعه مقالات دومین همایش آموزش الکترونیکی (1383)، سازمان چاپ محرر


منابع خارجی

1-10 Secrets Of A Successful Homeschool, 2006 by Sherri(www.TheParentTeacher.com )

2- e-learning.( unknown)         (http://ielearning.blogspot.com/2005_09_01_ielearning_archive.h)

 

منابع اینترنتی

 

 

1.                  http://www .aftab.ir

2.                  http://www .daneshnameh.roshd.ir/

3.                  http://www .edu.tebyan.net/astronomy/67/01.htm

4.                  http://www .fa.wikipedia.org/

5.                  http://www .ielearning.blogspot.com/2005_09_01_ielearni

6.                  http://www .info-zap.com/www1/?Education:e-learning

7.                  http://www .irandoc.ir

8.                  http://www .iran-emrooz.net/index.php

9.                  http://www .iranmf.com/iranmf/

10.             http://www .isfahaneducation.com/?p=

11.             http://www .kashiha.com

12.             http://www .roshdmag.org/nextp.asp

http


[1] -http://www.ayandehnegar.org/dichetal.htm

2- فاوا

[3]- (CTTC)

[4]- online

[5] -Whyte

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 20:26  توسط   |