زیبای ریاضی فقط اعداد نیست ....
بسمه تعالی
زیبایی های ریاضی
"هانری یوانکار"در مورد زیبای های زندگی این گونه می گوید:
دانشمند طبیعت را به خاطر فایده اش مطالعه نمی کند،آن را برای این مطالعه می کند که از آن لذت می برد و چون طبیعت زیباست از آن لذت می برد.اگر طبیعت زیبا نبود،ارزش شناختن نداشت و اگر طبیعت ارزش شناختن نداشت،زندگی هم ارزش زیستن نداشت.البته من در اینجا از گونه زیبایی کهع حواس را متاثر می کند،یعنی از زیبایی اوصاف و ظواهر سخن نمی گویم؛نه به این جهت که این زیبایی ها را دست کم بگیرم،نه چنین نیست،اما این زیبایی ربطی به علوم ندارد،منظورم زیبایی ژرف تری است که از نظم هماهنگ اجزا به وجود می آید و تنها هوش ناب قادر به درک آن است.
«برتر آندراسل»نیز زیبایی ریاضی را این گونه به رخ می کشد:"ریاضیات هیچ حقیقتی ندارد اما بالاترین زیبایی را داراست.یک زبایی سرد و جدی،درست مانند یک تندیس،به طور شگفت انگیزی محض،و توانا در نهایت جدیت،به طوری که تنها بزرگترن هنرمندان می توانند این گونه باشند."
به گفته راسل ریاضی زیباست خیلی هم زیباست،ولی مگر نه اینکه این زیبایی ها را همان انسان کشف کرده و انسان کاشف زیبایی های ریاضی است؛پس چرا این زیبایی را فقط برای محاسبه اعداد و ارقام و محیط و مساحت دایره و مثلث و اینها به کار می برند؟چرا انسان نباید این زیبای ها را در زندگی خود به کار ببرد؟و چرا نباید برای اندازه گیری محیط عشق و محبت محصور در قلب استفاده کند؟
زیبایی های زندگی شامل کاربرد تفرق ها و جمع ها،کسرها و ضرب ها قدر مطلق و سینوس و کوسینوس و تابع است.پس زیباست که این زیبای ها را در روابط زندگی به کارببریم.چه اشکالی دارد که معلمی که در کلاس دوم ابتدایی تفریق و جمع را تدریس می کند بگوید که بچه ها بیایید خوبی های یکدیگر را جمع و بدی های یکدیگر را تفریق کنیم؟مگر چه می شود از همان ابتدا با یادگیری ریاضی یاد بگیریم که شادی هایمان را ضرب و غم هایمان را تقسیم کنیم؟باید ضعف را زیر رادیکال بگذاریم و از گفتار هم قدر مطلق بگیریم و منف ها را در هم ضرب کنیم و نیش و کنایه ها را معکوس کنیم،همت و اراده هایمان را به توان صد برسانیم و یک گرم خوشی را به کیلو گرم تبدیل کنیم!
با فراگیری سینوس و کوسینوس باید دامنه افکارمان را تا بینهایت های مثبت ببریم و کسینوس خوبی ها را که احتمال دارد کم باشد در مخرج و سینوس بدی ها را که بیش تر است در صورت قرار ندهیم که احتمال دارد تانژانت زندگی منفی شود؛پس همیشه کسنوس خوبی ها را در صورت و سینوس بدی ها را در مخرج بگذاریم تا کتانژانت زندگی مثبت شود.باو رداشته باشیم که احتمال بدبختی یک ده هزارم است.سعی کنیم لیمیت زندگ را به طرف خوشبختی حرکت دهیم و برای خوبی به دیگران حد تعریف نکنیم. برد عشق همه انسان ها مثبت بی نهایت است و کینه و نفرتشان منفی بی نهایت است پس سعی نکنیم خود را آنچه که نیستم جلوه دهیم.
اگر به نکات بالا توجه کنیم تابع زندگی رو به بالا خواهد شد. زندگیتان به زیبایی ریاضی..!