روشهای یادگیری ریاضی

باسمه تعالی

قابل توجه دبیران محترم ریاضی وداتش آموزان عزیزبا توجه به فعالیت وبلاگ گروه ریاضی ، در صورت تمایل می توانند مطالب علمی- آموزشی خود در زمینه ریاضیات و مباحث مرتبط با آن را به صورتCD یا دیسکت به گروه ارسال و یا به آدرس پست الکترونیکی گروه ریاضی ایمیل نمایند تابا نام خودشان در وبلاگ درج شود.

با تشکر (گروه ریاضی شهرستان شهرضا)

آدرس پست الکترونیکی گروه ریاضی :

RIAZI_MO_SHR@YAHOO.COM

خواستن و توانستن

ریاضیات ، تکیه بر اندیشه و عقل آدمی دارد و سروکارش با استدلال منطقی است و هر انسانی ، ولو با استعدادی نه چندان درخشان ، می‌تواند با یاری جستن از اندیشه ، عقل و استدلال خود ، به ریاضیات دست یابد و آن را فرا بگیرد. در مرحله کنونی ، کسی از دانش‌آموزان ما نمی‌خواهد، ریاضیدان باشد و نایافته‌های ریاضی را بیابد (گرچه رسیدن به چنین مرزی هم ، ناممکن نیست). از ما می‌خواهند، چیزهایی را یاد بگیریم که صدها سال پیش پیدا شده و در طول سده‌های متوالی سوهان خورده و به صورتی شفاف و قابل درک به ما رسیده‌اند. شاید شعر گفتن کار ساده‌ای نباشد، ولی هر کس می‌تواند یاد بگیرد، شعر حاضر و آماده دیگران را ، چگونه بخواند: در کجاها مکث کند، روی چه واژه‌هایی تکیه کند. کجا صدای خود را اندکی بالا ببرند و کجا اندکی پایین بیاورد و البته ، به شرطی می‌توان غزل حافظ و یا رباعی خیام را درست و بی‌عیب بخواند که معنای آن را به خوبی درک کرده باشد. و این ، کار دشواری نیست: همت و غیرت می‌خواهد و اندکی صرف وقت ، تجربه نشان داده است، هر کسی (به شرطی که به مفهوم واقعی کلمه ، عقب افتادگی ذهنی نداشته باشد)، می‌تواند ریاضیات دبیرستانی را بخوبی فرا بگیرد و بر جنبه‌های مختلف آن مسلط شود؛ تنها شرط رسیدن به چنین موفقیتی "خواستن" است.
هرکسی می‌تواند ریاضیات را یاد بگیرد، به شرطی که بخواهد.

دفتر خاطره‌ها

دفتری انتخاب کنید و در صفحه اول آن بنویسید: "دفتر خاطره‌ها علمی و فرهنگی" و بعد هر وقت به مطلب تازه‌ و جالبی برخوردید (هرچه و در هر هر زمینه‌ای) در آن ثبت کنید. ساعت و روزهای متوالی ، روی مساله‌ای (و مثلا ، یک مساله ریاضی) اندیشیده‌اید، راهها و روش‌های مختلف را آزمایش کرده‌اید، با مراجعه به کتابهای مختلف درسی و غیر درسی ، برای رفع مشکل خود را به جستجو پرداخته‌اید، ... ولی مساله تسلیم نمی‌شود. شاید یک معماست و یا شاید با طرح آن ، خواسته‌اند شما را دست بیندازند... ولی یکباره ، و اغلب ناگهانی ، اندیشه‌ای به ذهنتان می‌رسد، اندیشه‌ای تازه ... قلم را روی کاغذ می‌گذارید و آزمایش می‌کنید، مساله حل می‌شود ... ممکن است هرگز چنین اندیشه‌ای (که منجر به حل مساله بشود) به ذهن شما نرسد، ولی از زبان معلم ، یا در یک کتاب آشنا و یا به طریق دیگری ، با راه حل آن آشنا شوید ... سپس متوجه می‌شوید پس راه‌حل آن ، چنین بود . چقدر جالب! ... این یک خاطره علمی است و باید در دفتر خود یادداشت کنید. اول تاریخ بگذارید و بعد تمام ماجرا را شرح دهید. صورت مساله چیست؟ چه کسی آن را به شما داده و یا در کدام کتاب دیده‌اید؟ چند ساعت یا چند روز با آن مشغول بوده‌اید؟ ... و سرانجام راه‌حل را بیاورید و در ضمن یادآوری کنید، این راه‌حل را چگونه و از کجا بدست آورده‌اید.

واژه‌نامه ریاضی

می‌بینید، حتی در ساده‌ترین موضوع‌ها ، اگر معنا و تعریف درست واژه‌ها را ندانیم، ممکن است دچار چه گمراهی‌هایی بشویم!
شما معمولا ، ضمن عمل‌هایی که انجام می‌دهید، اغلب از این جمله‌ها استفاده می‌کنید: "معلوم و مجهول می‌کنیم" ؛ "طرفین وسطین می‌کنیم" ؛ "دور در دور ، نزدیک در نزدیک" ؛... این جمله‌ها ، بخودی خود ، هیچ معنایی ندارند؛ آنها را روی کاغذ بنویسید و به کسی نشان دهید که با زبان فارسی آشناست، ولی ریاضیات نمی‌داند. بدون تردید ، به شما خواهد گفت: این جمله‌ها بی‌معنی‌اند؛ "طرفین وسطین می‌کنیم" ، هیچ معنای روشنی ندارد. اصلا "طرفین" یا "وسطین" یعنی چه؟ سفارش ما این است" هرگز از این گونه جملات استفاده نکنید. سعی کنید، معنای ریاضی عملی را که انجام می‌دهید، برای خودتان روشن کنید و بعد ، چیزی را بر زبان بیاورید که معرف آن عمل ریاضی باشد. شما ، عمل را درست انجام می‌دهید، ولی معنای آن را نمی‌دانید، یعنی نمی دانید از کدام عمل ریاضی ، به چه دلیل و با چه شرطی استفاده می‌کنید.
مثلا عمل "طرفین وسطین کردن" را این گونه بیان می‌کنیم: اگر دو نسبت هندسی برابر داشته باشیم:
و و

با یک تناسب هندسی سروکار داریم، که می‌توان آن را این طور هم نوشت:
a.d=b.c

چرا باید شک کرد و در کجا و چگونه؟

اگر قرار باشد، ضمن مطالعه درسهای ریاضی ، یا ضمن گوش دادن به درس معلم و یا بعد از آن که مساله‌ای را حل یا قضیه‌ای را ثابت کردیم، همچنان در "شک" باقی بمانیم و فرض را بر این بگیریم که ممکن است همه اینها نادرست باشند، آیا اعتماد خود را نسبت به ریاضیات (و بطور کلی دانش) از دست نمی‌دهیم و دچار نوعی سرگردانی فکری نمی‌شویم، ... اگر "شک" نبود، ریاضیات ، در همان مرحله‌های نخستین خود منجمد می‌شد. و البته ، نه تنها ریاضیات ، که معرفت و فرهنگ آدمی رشد نمی‌کرد و در همان شرایط ابتدایی خود باقی می‌ماند. اگر به نظریه ارسطو ، درباره سقوط آزاد جسم شک نمی‌کردند و کسانی پیدا نمی‌شدند که جرات کنند و بگویند "ممکن است، معلم اول و استاد بزرگ ، اشتباه کرده باشد" قانونهای سقوط آزاد جسم کشف نمی‌شد.

روش یادگیری در کلاس

وقتی در کلاس ، جذب سخنان دبیر خود شده‌اید و همه "هوش و حواس" شما متوجه حرف‌های اوست، تقریبا هیچ صدای دیگری را نمی‌شنوید، در حالی که سروصدای کم و بیش یکنواخت بازی بچه‌ها در حیاط مدرسه و یا عبور اتومبیلها در خیابان ، به طور دایم وجود دارد. ولی اگر به سخنان دبیر خود بی‌علاقه باشید، با آن که موج‌های حاصل از صدای او به گوش شما می‌رسد، آنها را نمی‌شنوید. در زبان فارسی ضرب‌المثل جالبی وجود دارد که: "با یک دست نمی‌توان دو هندوانه برداشت". یعنی به طور هم زمان و با هم ، نمی‌توان دو کار را انجام داد. همین اصل روانشناسی است که باید ضمن یادگیری ، مورد توجه قرار گیرد. به چه منظور به مدرسه می‌روید؟ چرا در کلاس درس حاضر می‌شوید؟ مگر نمی‌شود، آن چه را که می‌خواهید و علاقه‌مندید، ضمن مطالعه و پیش خود به دست آورید؟

  • حقیقت این است که همه چیز را نمی‌توان در کتاب درسی و یا کتاب دیگر پیدا کرد. گذشته از این ، ضمن پرسشهای دانش‌آموزان و یا بیانهای درست و نادرستی که از زبان دانش‌آموزان جاری می‌شود، خیلی چیزها می‌توان آموخت.
  • هنوز عادت نشده است که معلمان و نویسندگان کتابهای درسی یا کمک درسی ، سعی کنند همه تجربه‌های دوران طولانی کار خود را به روی کاغذ بیاورند و در اختیار ما بگذارند.

  • شرکت در کلاس ، روش یادگیری جمعی و راه کار اجتماعی و گروهی را به می‌آموزد. بویژه در زمان ما ، برای پیشرفت دانش نمی‌توان تنها به تلاش‌های فردی متکی بود. در برخورد اندیشه‌ها و در کارهای ویژه‌کاران است که اندیشه‌های نوپدید می‌آید و راه برای عبور از دشواری‌ها باز می‌شود.
  • اگر عادت کرده‌اید وقتی معلم درس می‌دهد، با عجله (و به طور طبیعی ، بدون فکر)، همه گفته‌ها و نوشته‌های او را در دفتر خود وارد کنید، باید مطمئن باشید که از درس معلم ، اگر نگویم هیچ بهره‌ای نبرده‌اید، بهره بسیار کمی برده‌اید.

کار در منزل

قبل از هر چیز تاکید این نکته ضروریست، تکلیفهای مربوط به هر درس را ، در همان روزی انجام دهید که درسش را در مدرسه خوانده‌اید. فرض کنید امروز دوشنبه است و شما درس جبر داشته‌اید. وقتی بعد از پایان کلاسها به منزل می‌رسید، وفتر جبر خود را بردارید و تکلیفهای جبر را انجام دهید. اگر فقط هفته‌ای یکبار و روزهای دوشنبه با دبیر جبر خود روبرو می‌شوید، تکلیف هر هفته را باید عصر دوشنبه همان هفته انجام دهید، نه عصر یکشنبه هفته بعد. شما هر قدر حافظه‌ای نیرومند داشته باشید، با گذشت یک هفته ، بسیاری از نکته‌هایی را که در کلاس شنیده‌اید، از یاد می‌برید و در نتیجه ، نمی‌توانید با موفقیت کامل بر موضوع درس مسلط شوید. بعد از به پایان رساندن کارهای مربوط به همان روز ، کافی است مراجعه‌ای تند به درس‌های فردای آن روز بکنید تا برای فردا آمادگی داشته باشید.

  • برای هر درس یک دفترچه داشته باشید. نوع دفترچه و جنس کاغذ و جلد آن ، حتی تعداد صفحه‌های آن مهم نیست. همه کارهای خود را در همین یک دفترچه انجام دهید.
  • چیزی را پاک نکنید. اگر اشتباهی رخ داد، خط نازکی روی آن بکشید. باید برای خودتان و هم برای دبیرتان روشن باشد، بیشتر در چه زمینه‌هایی اشتباه می‌کنید! تمیزی کار در این نیست که خط خوردگی نداشته باشد، در این است که منظم و خوانا نوشته شود. در ضمن وقتی با رابطه‌ها و نمادها سروکار دارید، به این چند نکته توجه بیشتری کنید.
  1. اگر از دو طرف برابری چیزی را حذف می‌کنید، اگر صورت و مخرج کسری را ساده می‌کنید، اگر به جای چند جمله تشابه ، مجموع جبری آنها را می‌نویسید، ... چیزی را خط نزنید، بلکه این عمل‌ها را با نمادهایی که می‌شناسید مشخص کنید.
  2. اگر برای انجام تبدیلی یا عملی ، شرطی وجود دارد، ذکر شرط را فراموش نکنید. همچنین اگر برای عمل خود توضیحی دارید، آن را در مقابل عملی که انجام داده‌اید و یا در وقتی از چپ به راست می‌نویسید، ممکن است تمامی مطلب در یک سطر جا نگیرد و مجبور شوید بقیه آن را در سطر بعد بنویسید، در این صورت آخرین نماد سطر قبل را در آغاز سطر بعد تکرار کنید.

تبريك سوال نو

باسلام

گروه رياضي شهر ستان شهرضا سال خوشي را براي همكاران آرزومند است .

 

شرکت در مسابقه

 باسلام وخسته نباشید

همکاران محترم برای شرکت در مسابقه آنلاین دبیران ریاضی استان اصفهان و جهت ثبت نام به  وبلاگ استان مراجعه فرمایید .

                                                                                                        باتشکر

 تشکر وقدر دانی

با سلام وخسته نباشید.

 از کلیه همکاران که  برای تهیه سالنامه ریاضی  به گروه مطلب ارسال نمودند تشکر وقدر دانی

 می کنیم  امید واریم در پناه خداوند موفق وسلامت باشند.                 

اضطراب لازمه زندگی است.

اضطراب به مقدار کم برای رشد و تکامل انسان لازم است. انسان اگر اصلا اضطرابی نداشته باشد هیچ قدمی برای زندگی اش برنمی دارد؛ پس اضطراب به اندازه کم برای هر زندگی ای ضروری است ولی اگر بیشتر از حد لازم یا به صورت دائمی وجود داشته باشد به صورت بیماری درمی آید و باید فرد تحت درمان قرار گیرد.


پیشگیری  


برای پیشگیری از ابتلا به اضطراب بهتر است به نکات زیر توجه کنید:   


▪ برنامه ریزی در زندگی: افراد باید در زندگی برنامه ریزی کوتاه مدت و بلندمدت داشته باشند. در برنامه ریزی کوتاه مدت فرد باید هر شب کارهای فردا را مرور کند و در برنامه ریزی بلندمدت باید برنامه های یک تا دو ماه آینده را بنویسد و سعی کند براساس آنها عمل کنند.   

▪ توقعات افراد باید براساس توانایی هایشان باشد و از خود و دیگران توقع بیش از حد نداشته باشند.   


▪ شرایط محیطی مناسب در زندگی: آشفتگی دعوا و کشمکش بیش از حد باعث می شود که افراد خانواده به مرور دچار اضطراب شدیدی شوند.   


▪ تغذیه مناسب و به موقع: افراد باید تغذیه مناسب و به موقع داشته باشند تا با بدنی قوی و سالم به کارهیا روزانه خود بپردازند.   


▪ استفاده بیشتر از اکسیژن: افراد باید سعی کنند به فضایب سبز مثل پارک ها بروند و نفس عمیق بکشند تا اکسیژن بیشتری به بدنشان برسد.   


▪ دوش گرفتن نیز باعث آرامش بیشتری می شود؛ به همین خاطر سعی کنید روزی یکبار دوش بگیرید تا آرامش بیشتری پیدا کنید.  


▪ خواب کافی اضطراب را کاهش می دهد.  


▪ شنیدن موسیقی و دیدن فیلم های شاد اضطراب را کاهش داده و در ایجاد روحیه آرام و شاد در ا فراد تاثیرگذارند.  


▪ ارتباط کلامی و عاطفی با دیگران موجب می شود که فرد تخلیه روحی و روانی شود و به این ترتیب آرامش بیشتری به دست آورد.  


▪ تفریح و استراحت نقش بسیار مهمی در زندگی ایفا می کند و افراد باید همان گونه که برای کارهای روزانه برنامه ریزی می کنند یک برنامه ریزی درست و مناسبی برای تفریح داشته باشند و در روز و هفته ساعاتی را به تفریح و کارهای موردعلاقه خود اختصاص دهند.  


رابطه تربیت والدین با اضطراب  


رابطه تنگاتنگی بین اضطراب کودکان و نحوه تربیت والدین وجود دارد؛ والدینی که اصول تربیتی را رعایت می کنند؛ به موقع از تشویق و تنبیه استفاده می کنند و ارتباط کلامی و عاطفی مناسب با کودکان خود دارند کودکانشان کمتر اضطراب را تجربه خواهند کرد و برعکس والدینی که اصول تربیتی را رعایت نمی کنند و زندگی پرهیاهو و متشنجی دارند کودکانشان اضطراب بالایی را تجربه خواهند کرد و این اضطراب بالا روی عملکرد کوکان و والدین تاثیر منفی خواهد گذاشت.

 

اضطراب شب امتحان

 

دانش آموزانی که در طول سال تحصیلی علاقه ای به درست خواندن ندارند و تمام درس ها را برای شب امتحان یا دو شب قبل از امتحان می گذارند مسلما در زمان امتحان اضطراب زیادی خواهند د اشت و برعکس دانش آموزانی که در طول سال تحصیلی درس هایشانر ا می خوانند، شب امتحان دچار اضطراب زیادی نخواهند شد و اضطراب آنها در حد کم و طبیعی خواهد بود. توصیه می شود دانش آموزان برای کاهش اضطراب شب امتحان به موقع و به اندازه کافی غذا بخورند. در حین درس خواندن موزیک ملایمی در اتاق بگذارند و نفس عمیق بکشند تا بدنشان اکسیژن بیشتری دریافت کند.


هریک ساعتی که درس می خوانند حدود ۵ تا ۱۰ دقیقه استراحت کنند و پشت سر هم یک درس نخوانند، به طور مثال یک ساعت ریاضی ۱۰ دقیقه استراحت، یک ساعت ادبیات ۱۰ دقیقه استراحت و بعد از یک ساعت زبان ۱۰ دقیقه استراحت داشته باشند. در طول روز یا قبل از خواب دوش بگیرند تا آرامش بیشتری پیدا کنند. از ساعت یک نیمه شب تا پنج صبح حتما بخوابند و اگر می خواهند درس بخوانند بعد از ساعت پنج صبح درس بخوانند چون از ساعت یک تا پنج صبح کارایی مغز پایین می آید و در نتیجه درس خواندن در این ساعات بازدهی کمتری دارد. سه تا دو ساعت قبل از امتحان اصلا کتاب را باز نکنند و به مرور درس ها نپردازند چون این مرور باعث به هم ریختگی اطلاعات می شود و همین امر موقع امتحان سردرگمی ایجاد می کند و درنتیجه سوال ها را جا به جا پاسخ می دهند.

 

10ابزار براي محافظت كامپيوتراز فلش هاي آلوده

ادامه نوشته

زیبای ریاضی فقط اعداد نیست ....

"هانری گدر مورد زیبایهای زندگی این گونه می گوید:

ادامه نوشته

مقا له های رسیده

باسمه تعالی

قابل توجه دبیران محترم ریاضی وداتش آموزان  عزیزبا توجه به فعالیت وبلاگ گروه ریاضی ،  در صورت تمایل می توانند مطالب علمی- آموزشی خود در زمینه ریاضیات و مباحث مرتبط با آن را به صورتCD یا دیسکت به گروه ارسال و یا به آدرس پست الکترونیکی گروه ریاضی ایمیل نمایند تابا نام خودشان در وبلاگ درج شود.

با تشکر (گروه ریاضی شهرستان شهرضا)

آدرس پست الکترونیکی گروه ریاضی :

RIAZI_MO_SHR@YAHOO.COM

ادامه نوشته

از شکست‌تان درس بگیرید

از شکست‌تان درس بگیرید

شکست فقط وقتی مفید است که از آن درس بگیریم. درس گرفتن هم که همین‌جوری خودبه‌خودی نمی‌شود. باید وقت بگذاریم و بفهمیم که کجای راه را اشتباه رفته‌ایم. کجای راه را درست؟ بعد باید اشتباهات را کاهش بدهیم و نقاط مثبت را تقویت کنیم. به قول چارلز دیکنز، نویسنده انگلیسی، «هر شکست به آدمی درسی می‌آموزد البته اگر او اهل آموختن باشد.»

خیلی وقت‌ها درک اینکه کجای کار می‌لنگد، مهم‌تر از این است که ببینیم کجای کار درست از آب درآمده است. باید ببینید دقیقا چه اتفاقی افتاده است. چه چیزی عامل اصلی بروز این شکست بوده است؟ با خودتان صادق باشید. سعی کنید خیلی دقیق به مساله نگاه کنید. مشکلات خود را بشناسید و مسوولیت آنها را به عهده بگیرید.

اما آموختن به تنهایی کافی نیست. شرطِ لازم است اما کافی نیست. درس گرفتن از شکست مهم است اما از آن مهم‌تر آگاهی و دانشی است که به دنبال آن نصیب‌تان می‌شود. با هر شکست، شما صاحب دانشی گران‌بها می‌شوید. دانشی که کمک‌تان می‌کند در آینده به موفقیت برسید. حالا که فهمیده‌اید مشکل کجا بوده، سعی‌کنید دیگر همان اشتباه را مرتکب نشوید. به قسمتی از کار که با موفقیت انجام شده فکر کرده و سعی کنید روی آن تمرکز کنید. انعطاف‌پذیر باشید. قوا، مهارت‌ها و استعدادهای خود را بسط بدهید و به جریان بیندازید. توانایی‌های خود را به تفکیک، از نو مرور کنید و دوباره به کار ببندید. به خودتان به شکلی متفاوت، مثلا از چشم یک غریبه، نگاه کنید و سعی کنید، ببینید چه استعدادها و توانایی‌های پنهانی در شما وجود دارد. ( برگرفته از سايت نيمي براي من و نيمي براي تو )

برای رسیدن به موفقیت باید از شکست شروع کنیم

برای رسیدن به موفقیت باید از شکست شروع کنیم - دکتر رضا کیاسالار

زندگی ایده‌آل: ادیسون فکر می‌کرد ساخت لامپ فقط دو هفته کار دارد اما عملا دو سال و اندی طول کشید تا اختراعش را تکمیل کند. او در این مدت، 6000 رشته کربنی را امتحان کرد تا بالاخره به آنچه می‌خواست، رسید. این یعنی 6 هزار بار شکست که البته خیلی‌ها تحمل آن را ندارند اما ادیسون داشت. خیلی از ما دور رویاهایمان را خط می‌کشیم و بی‌خیال‌شان می‌شویم چون این کار، مخاطراتی دارد. خطر کردن هم با شکست عجین است ولی ما، بیشترمان، دوست نداریم شکست بخوریم. این در حالی است که اگر پای حرف آدم‌های موفق بنشینید، همه‌شان یک نسخه واحد را برای موفقیت می‌پیچند: شکست را با روی باز بپذیرید...

 

ما آدم‌ها فکر می‌کنیم واژه «شکست» متضاد کلمه «موفقیت» است. به عبارت دیگر، «شکست» را به صورت «عدم موفقیت» تعریف می‌کنیم. این طرز فکر می‌تواند عوارضی جبران‌ناپذیر داشته باشد. شاید الان که دارید این نوشته را می‌خوانید به نظرتان بدیهی بیاید که شکست یعنی قدم اول برای کسب موفقیت اما همین شما وقتی شکست می‌خورید، نمی‌توانید آن را بپذیرید. نمی‌توانید آن را دست‌مایه موفقیت‌های بعدی‌تان بکنید.

 پدر و مادر وقتی چیزی تازه به کودک خود یاد می‌دهند، با هر بار شکست، سعی می‌کنند او را دلگرم کنند. تشویقش می‌کنند تا دوباره و چند باره آن کار را انجام بدهد. آنها خوب می‌دانند که کودک، رفته‌رفته در مسیر موفقیت قرار خواهد گرفت. خوب می‌دانند که او نیاز به زمان و تمرین دارد اما آیا هنگامی که خودشان هم با شکست مواجه می‌شوند، همین رویه را در پیش می‌گیرند؟

 شکست، قدم اول در کسب هر موفقیتی است و اگر چنین باوری نداشته باشیم و آن را به کار نبندیم، خیلی زود دلسرد می‌شویم و هرگز به موفقیت نخواهیم رسد. اصلا علم مدرن بر همین اساس استوار شده است؛ دانشمندان باور دارند که یک آزمایش هرگز حقیقتا با شکست مواجه نمی‌شود بلکه صرفا نوعی تجربه شکل خواهد گرفت. نوعی درس که به ما یاد می‌دهد دفعه بعد چه کار نباید بکنیم. درسی که به ما می‌گوید باید دفعه بعد دنبال رویکرد متفاوتی باشیم. رویکردی که ما را به خواسته‌مان برساند.

 اما برخلاف این نگرش علمی، اکثر ما در زندگی روزمره وقتی با شکست رو به رو می‌شویم آن را نوعی «درس» تلقی نمی‌کنیم بلکه آن را به شکل یک «اشتباه» می‌بینیم که «ما» مرتکبش شده‌ایم. بعد سرخورده می‌شویم و دست از کار می‌کشیم. خودمان را سرزنش می‌کنیم که «دیگر از من گذشته «من برای این نوع کارها ساخته نشده‌ام.» و به این ترتیب برای همیشه پرونده آن کار را می‌بندیم.

 نیروی عظیم شکست را بشناسید

 هر شکستی، حتی بدترین شکست‌ها، درون خود نیرویی ارزشمند دارد. به این شرط که بتوانیم آن را بشناسیم و بر اساس آن ساختار جدیدی بنا کنیم. جیمز جویس، نویسنده‌ ایرلندی معتقد بود «اشتباه دروازه‌ اکتشاف است.» اما ما باید «بخواهیم» که این اکتشاف را انجام بدهیم. باید به اشتباهات‌مان نگاه کنیم‌ و از آنها درس بگیریم وگرنه، جادوی شکست، قدرت خود را از دست می‌دهد و فقط دلسردتر می‌شویم.

 یادتان باشد که شکست نوعی بیماری مزمن یا یک موقعیت همیشگی نیست که دست از سرتان برندارد. اصلا هم به این معنی نیست که ‌ارزش، ‌هوش یا توانایی شما از قبل کمتر شده است. شکست، ماهیت یا شخصیت شما نیست. شکست فقط یک اتفاق گذرا است. آنچه آینده شما را تعیین می‌کند، نحوه‌ای است که شما با شکست برخورد می‌کنید. اگر خود را برای موفقیت بازسازی کنید، قوی‌تر و حتی از نظر جسمی و عاطفی سالم‌تر خواهید بود.

 از شکست‌تان درس بگیرید

 شکست فقط وقتی مفید است که از آن درس بگیریم. درس گرفتن هم که همین‌جوری خودبه‌خودی نمی‌شود. باید وقت بگذاریم و بفهمیم که کجای راه را اشتباه رفته‌ایم. کجای راه را درست؟ بعد باید اشتباهات را کاهش بدهیم و نقاط مثبت را تقویت کنیم. به قول چارلز دیکنز، نویسنده انگلیسی، «هر شکست به آدمی درسی می‌آموزد البته اگر او اهل آموختن باشد.»

 

خیلی وقت‌ها درک اینکه کجای کار می‌لنگد، مهم‌تر از این است که ببینیم کجای کار درست از آب درآمده است. باید ببینید دقیقا چه اتفاقی افتاده است. چه چیزی عامل اصلی بروز این شکست بوده است؟ با خودتان صادق باشید. سعی کنید خیلی دقیق به مساله نگاه کنید. مشکلات خود را بشناسید و مسوولیت آنها را به عهده بگیرید.

 

اما آموختن به تنهایی کافی نیست. شرطِ لازم است اما کافی نیست. درس گرفتن از شکست مهم است اما از آن مهم‌تر آگاهی و دانشی است که به دنبال آن نصیب‌تان می‌شود. با هر شکست، شما صاحب دانشی گران‌بها می‌شوید. دانشی که کمک‌تان می‌کند در آینده به موفقیت برسید. حالا که فهمیده‌اید مشکل کجا بوده، سعی‌کنید دیگر همان اشتباه را مرتکب نشوید. به قسمتی از کار که با موفقیت انجام شده فکر کرده و سعی کنید روی آن تمرکز کنید. انعطاف‌پذیر باشید. قوا، مهارت‌ها و استعدادهای خود را بسط بدهید و به جریان بیندازید. توانایی‌های خود را به تفکیک، از نو مرور کنید و دوباره به کار ببندید. به خودتان به شکلی متفاوت، مثلا از چشم یک غریبه، نگاه کنید و سعی کنید، ببینید چه استعدادها و توانایی‌های پنهانی در شما وجود دارد.

 برای دلسرد شدن همیشه زود است

 خیلی وقت‌ها فکر می‌کنیم کاری که داریم انجام می‌دهیم، درست است اما نمی‌فهمیم چرا نتیجه دلخواه را نمی‌گیریم. نمی‌فهمیم که چرا آن‌طور که باید، پیشرفت نمی‌کنیم. پس دلسرد می‌شویم و کار را رها می‌کنیم. اما یادتان باشد، راز بزرگ یک شکست موفقیت‌آمیز این است که به قدرت شکست ایمان داشته باشید حتی وقتی احساس می‌کنید به آخر خط رسیده‌اید.

 ناامید شدن اصلی‌ترین دلیلی است که باعث می‌شود خیلی‌ها طعم موفقیت را هرگز نچشند. اگر قرار باشد وسط کار دلسرد شوید و دست از تلاش بردارید، مطمئنا هیچ توصیه و نکته‌ای در دنیا وجود نخواهد داشت که شما را در رسیدن به هدف‌تان یاری‌کند. ادامه دادن و دلسرد نشدن، کار آسانی نیست اما تنها راه است.

 شکست، بخش‌ اجتناب‌ناپذیر زندگی و هر موفقیتی است. گاهی کوچک است، گاهی بزرگ اما اگر بدانیم که این ماییم که می‌توانیم شکست خود را به نیرویی مثبت یا منفی تبدیل کنیم، دیگر پذیرش آن سخت نیست.

 با کسانی همنشین نشوید که قدر شکست را می‌دانند

 جهان پر است از آدم‌هایی که قدر شکست را نمی‌دانند. اینها همان‌هایی هستند که به ما می‌گویند: «به ریسکش نمی‌ارزد، مگر بی‌کاری؟، حوصله داری؟، سرت درد می‌کند؟» همان‌ها که اهداف‌مان را «محال، ناممکن، عجیب و غریب و نشدنی» می‌دانند. بهتر است از این آدم‌ها دوری کنید و درعوض، آنهایی را پیدا کنید که به بزرگی روح آدمی اعتقاد دارند. افرادی که به شما و به نیروی شما ایمان دارند.

 با افراد موفقی که از موقعیت‌های مشابه سربلند بیرون آمده‌اند، صحبت کنید. ببینید آنها چه کار متفاوتی کرده‌اند. داستان خود را با آنها مقایسه کنید. شکست‌تان را قایم نکنید. هر چه بیشتر آن را پنهان کنید، روحیه‌‌تان را بیشتر می‌بازید. در مورد ضعف‌ها و حسرت‌هایتان با خودتان و دیگران روراست باشید. این کار نه تنها از لحاظ عاطفی به سودتان است بلکه فرصت‌های جدیدی را هم در اختیارتان قرار خواهد داد.

 

آدم‌های موفق معمولا زود با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند. پس فرصت را غنیمت بدانید و از توصیه و تجربه آنان استفاده کنید. گاهی ممکن است نتوانید به‌تنهایی مشکل کار را پیدا کنید. خوب است نظر کسی را که در آن زمینه موفق بوده و به کار شما هم اعتقاد دارد، جویا شوید. او می‌تواند جوانب مختلف کار را برایتان تجزیه و تحلیل کند. استفاده از توصیه‌های تخصصی یک آدم موفق می‌تواند شما را سال‌های سال جلو بیندازد.

 خلاصه این‌که

 اگر می‌خواهید در کار خود موفق باشید، باید یاد بگیرید که شکست را با روی باز بپذیرید و آن را خشت اول بنای موفقیت قرار بدهید. بلند شدن از زمین متعاقب زمین خوردن یا به عبارت دیگر، استفاده از سویه‌های مثبت شکست، اصلی‌ترین عامل موفقیت در روابط اجتماعی، در کسب و کار و به‌طور کلی در زندگی است. آنها که در زمینه‌های مختلف پیشگام بوده‌اند، اغلب‌شان آدم‌هایی خطرپذیر، خوش‌بین و البته سرسخت‌اند. آدم‌هایی که می‌دانند چه طور بعد از شکست، تجدید قوا کنند.

 برای موفقیت باید شکست را دست‌مایه کنید. یک گام به عقب برگردید، به زندگی خود به شکلی هدفمند نگاه کنید و به این درک برسید که شکست معرف شخصیت شما نیست. شکست می‌تواند شما را باهوش‌تر و باتجربه‌تر کند. شکست به شما ترحم، مهربانی و فروتنی می‌آموزد. به شما حسی جدید و متفاوت می‌دهد تا با دنیای پیرامون خود بیشتر ارتباط برقرار کنید. فقط و فقط به این شرط که شما به او این اجازه را بدهید. این همان سویه مثبت شکست است که می‌تواند از شما یک آدم موفق بسازد.

 منبع: سلامت ایران